تبليغاتX
پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

shayesteh

احمد صالحی نژاد

shayesteh

http://shayesteh.blogfa.com

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

دین و اندیشه

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

منوي اصلي
لینکهای سریع
صفحه اول
نسخه موبايل
پست الکترونيک
ذخيره كردن صفحه
خانگی سازی صفحه
اضافه به علاقه مندي ها
درباره ی نویسنده سایت  
پیشنهادات و انتقادات شما
ارسال مقالات شما
عناوين مطالب
انجمن پايگاه

موضوعات
موضوعات
  قران و علوم روز
  نهج البلاغه
  نماز
  سوالات قرانی
  بانک صوتی
  نگار خانه
  پخش زنده
  بانک نرم افزار
  کتابخانه
  مقالات قرآنی
  ویژه نامه ماه مبارک رمضان
  آموزش قران کریم
  فقه قران
  قاریان قران
  اصول قرائت
  اشعار قرانی
  داستانهای قرانی
  مناسبتهاي اسلامي
  ويژه نامه محرم
  اخبار
  آشنایی با احکام
  اهل بيت
  متن كامل قرآن کریم
  فال نامه
  تفسیر قران
  اوقات شرعی
  ادعیه قرانی
  اسوه هاي قراني
  بازی و سرگرمی
  پاسخ به شبهات
  استخاره با قرآن
  ارتباط با دفاتر مراجع تقليد
  حرف دل
  حدیث
  لينكستان
  آموزش
  علمی و پژوهشی
  ورزشی
  اجتماعی

آرشیو مطالب
  آبان 1388
  مهر 1388
  شهریور 1388
  مرداد 1388
  تیر 1388
  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  اسفند 1387
  بهمن 1387
  دی 1387
  آذر 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387
  تیر 1387
  خرداد 1387
  اردیبهشت 1387
  فروردین 1387
  اسفند 1386
  بهمن 1386
  دی 1386
  آذر 1386
  مهر 1386
  شهریور 1386
  مرداد 1386
  فروردین 1386


عضويت در خبرنامه

آدرس ايميلتان را وارد کنيد تا مقالات جذاب وبسایت را به طور اتوماتيک در صندوق ايميلتان     در يافت كنيد دريافت نماييد.

Delivered by Shayesteh


آدرس های ورودی ما

www.shayesteh.blogfa.com

www.shayesteh.coo.ir

www.shayesteh.tk


  جنبه های روانشناختی ماه رمضان

روزه ماه به یاد ماندنی است . هستند كسانی كه به هزار یك دلیل و بهانه از زیر بار روزه گرفتن طفره می روند و به همین جهت و به دلیل خاطرات تلخی كه از این ماه دارند روزه برایشان عذاب آور است . اما این تنها یك طرف قضیه است بسیاری هم هستند كه ماه روزه برایشان یاد آور خاطرات بسیار خوش و شیرین است خاطراتی كه از كودكی دارند و هر گاه تداعی می شود آنها را به دنیا های دیگری می برد .

جنبه های روانشناختی ماه رمضان
تنوع در شیوه زندگی می تواند بوجود آورنده خاطرات خوش یاشد بویژه كه این نوع تغییر شیوه وروش با مذاق شخص هم سازگار باشد .

همه ما از كودكی ایام روزه را بیاد می آوریم كه در كنار پدر و مادر شبهای خاطره انگیزی را داشتیم اگر این وقایع با شادی و سرور هم همراه باشند همواره در ذهن شخص اثری خوشایند بجا خواهند گذاشت لزومی ندارد ماه روزه را كه ماه میهمانی خدا است با عزاداری و غم توام كنیم رسم خوبی كه كشورهای عربی دارند این است كه سراسر این ماه را با شادی و خوشی طی می كنند حتی بسیاری از سریالهای كمدی و خنده دار را در این ماه پخش می كنند باید روزه را جذاب كرد بخصوص برای كودكان تا در بزرگسالی با رغبت و میل درونی به سوی آن بروند و نه از روی اجبار و ادای وظیفه .

یكنواختی و تكرار انسان را خسته می كند . شما آب وهوا را نگاه كنید هر روز به یك شكل است آمدن و رفتن فصل ها خودش حكایت از همین ایجاد تنوع دارد . غذا هم بدینگونه است بهترین غذاها بعد از مدتی برای ما عادی می شود . فقط آنهائیكه روزه گرفته اند و طعم گرسنگی را حس كرده اند لذت غذا را می دانند . تا در یك روز گرم تابستان روزه نگیرید و از تشنگی له له نزنید لذت نوشیدن آب را نمی فهمید .


روزه فراسوی تمام مزایا و محاسنی كه دارد یك مزیت اش هم همین است كه با ایجاد تغییر در نوشیدن و خوردن ؛ باعث می شود ذائقه ما پرورش یابد و قوی تر شود احساسات ما از این كرخی و سستی كه د ر اثر خوردن و آشامیدن های مكرر و فراوان به آن دچار شده اند رها می شوند و فرصت پیدا می كنند تا كمی استراحت كنند .


برای روزه گرفتن هم مثل بقیه كارها باید عشق و علاقه باشد علاقه ای كه اگر چه پشتوانه آن ایمان و اعتقاد قلبی است ولی این علاقه بتدریج و با روشهایی كه گفته شد بوجود آمده است وگرنه مصداق همان روزه گرفتن دوست ما می شود كه می گوید : من همیشه روزه می گیرم ولی فقط شبها !!

پایگاه اطلاع‌رسانی طعام اسرار


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در سه شنبه 19 شهریور1387 و ساعت 1:11       

  سيره‏ عملى امام خمينى

سيره‏ عملى امام خمينى (ره) در ماه مبارك رمضان

عالمان رباني، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند كه در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مى‏درخشند، و با كسب نور و گرما از خورشيد رسالت و امامت، بر زمينيان تجلى مى‏كنند و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مى‏سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله عليه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مى‏دهند.

در ميان دين باوران كفر ستيز، چهره محبوب قرن، فقيه تيزبين سياست مدار، فيلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنيان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى رضوان الله عليه، از موقعيتى والا و ويژه برخودار است، زيرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آيه قرآن را مجسم ساخت و عينيت ‏بخشيد. در اين مبحث به سيره عملی امام می پردازيم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .

حضرت امام (ره) توجه ويژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشته و بدين جهت، ملاقات‏هاى خودشان را در ماه رمضان تعطيل مى‏كردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مى‏پرداختند.

و خودشان مى‏گفتند: «خود ماه مبارك رمضان، كارى است‏» (1) .

يكى از ياران امام، در اين باره گفته است :

در اين ماه، ايشان شعر نمى‏خواندند و نمى‏سرودند و گوش به شعر هم نمى‏دانند . خلاصه، دگر گونى خاصى متناسب با اين ماه در زندگى خود ايجاد مى‏كردند، به گونه‏اى كه اين ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجيد و دعا كردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مى‏كردند. (2)

ايشان، به هنگام سحر وافطار، بسيار كم مى‏خوردند، به گونه‏اى كه خادم‏شان فكر مى‏كردند كه امام، چيزى نخورده است! (3)

حضرت امام رحمة الله عليه درباره رمضان چنين مى‏سرايند:

ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد  عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد   

افــــطار به مـــــى كرد برم پيـــر خرابات گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد  

   با باده، وضو گير كه در مذهب رندان    در حضرت حق اين عملت ‏بارور افتاد (4)

عبادت و تهجد

از جمله برنامه‏هاى ويژه‏ حضرت امام (ره) در ماه مبارك رمضان ، عبادت و تهجد بود. امام عبادت را ابزار رسيدن به عشق الهى مى‏دانستند و به صراحت ‏بيان مى‏كردند كه در وادى عشق، نبايد به عبادت به چشم وسيله‏اى براى رسيدن به بهشت نگاه كرد (5) .

اكثر آشنايان امام نقل مى‏كنند كه ايشان از سن جوانى، نماز شب و تهجد، جزء برنامه‏هايشان بود.

بعضى از نزديكان ايشان مى‏گفتند كه وقتى در ظلمت و تاريكى نيمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام مى‏شدم، معاشقه امام را با ايزد احساس مى‏كردم و مى‏ديدم كه با خضوع و خشوعى خاص، نماز مى‏خواندند و قيام و ركوع و سجود را بجا مى‏آوردند كه حقا وصف ناپذير بود. با خودم فكر مى‏كردم كه شب امام، حقيقتا، ليلة القدر است (6) .

يكى از اعضاى دفتر ايشان، دراين باره مى‏گويد:

پنجاه سال است كه نماز شب امام، ترك نشده است. امام در بيمارى و در صحت و در زندان و در خلاصى و در تبعيد، حتى بر روى تخت ‏بيمارستان قلب هم نماز شب خواندند (7) .

امام توجه خاصى به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترك نمى‏كردند. نقل شده است كه امام، در نجف اشرف، با آن گرماى شديد، ماه مبارك رمضان را روزه مى‏گرفت و با اين كه در سنين پيرى بودند و ضعف بسيار داشتند، تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل به‏جاى نمى‏آوردند، افطار نمى‏كردند! و شب‏ها تا صبح، نماز و دعا مى‏خواندند و بعد از نماز صبح، مقدارى استراحت مى‏كردند و صبح زود، براى كارهايشان آماده مى‏شدند (8) .

خانم زهرا مصطفوى مى‏گويد:

راز و نياز امام و گريه‏ها و ناله‏هاى نيمه شب ايشان، چنان شديد بود كه انسان را بى اختيار، به گريه مى‏انداخت (9) .

يكى از اساتيد قم نقل مى‏كرد: شبى ميهمان حاج آقا مصطفى بودم. ايشان، خانه‏ جداگانه‏اى نداشتند و در منزل امام زندگى مى‏كردند. نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله‏اى شنيدم، نگران شدم كه مگر اتفاقى افتاده است، حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم: «ببين چه خبر است!» . ايشان نشست و گوش داد و گفت: «صداى امام است كه مشغول تهجد و عبادت است‏» (10) .

در ماه مبارك رمضان، اين شب زنده دارى و تهجد، وضعيت ديگرى داشت. يكى از محافظان بيت مى‏گويد در يكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان، نيمه شب، براى انجام كارى مجبور شدم از جلوى اتاق امام گذر كنم. حين عبور، متوجه شدم كه امام، زار زار گريه مى‏كردند! هق هق گريه‏ امام كه در فضا پيچيده بود، واقعا مرا تحت تاثير قرار داد كه چگونه امام، در آن موقع از شب، با خداى خويش راز و نياز مى‏كند. (11)

آخرين ماه مبارك رمضان دوران حيات امام، به گفته‏ ساكنان بيت، از ماه مبارك رمضان‏هاى ديگر متفاوت بود! به اين صورت كه امام هميشه، براى خشك كردن اشك چشم‏شان دستمالى را همراه داشتند، ولى در آن ماه مبارك رمضان، حوله‏اى را نيز همراه برمى‏داشتند تا به هنگام نمازهاى نيمه شب‏شان، از آن استفاده كنند! (12)

توجه ويژه به قرآن

امام خمينى (ره) توجه خاصى به قرآن داشتند، به ‏طورى كه روزى، هفت ‏بار قرآن مى‏خواندند!

امام در هر فرصتى كه به ‏دست مى‏آوردند، ولو اندك، قرآن مى‏خواندند. بارها ديده شد كه امام، حتى در دقايقى قبل از آماده شدن سفره - كه معمولا به بطالت مى‏گذرد - قرآن تلاوت مى‏كنند ! (13)  امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح، قرآن مى‏خواندند . (14)

يكى اطرافيان امام مى‏گويد:

امام در نجف، چشم‏شان درد گرفت و به دكتر مراجعه كردند. دكتر بعد از معاينه‏ چشم امام گفت: «شما بايد چند روزى قرآن نخوانيد و به چشم‏تان استراحت ‏بدهيد» . امام خنديدند و فرمودند: «دكتر، من، چشم را براى قرآن خواندن مى‏خواهم! چه فايده‏اى دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يك كارى كنيد كه من بتوانم قرآن بخوانم.  » (15)

و در ماه رمضان يكى از همراهان امام در نجف، اظهار مى‏كرد كه امام خمينى در ماه مبارك رمضان، هر روز ده جزء قرآن مى‏خواندند ، يعنى در هر سه روز، يك بار قرآن را ختم مى‏كردند . (16)

علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان ، دستور مى‏دادند كه چند ختم قرآن براى افرادى كه مد نظر مباركشان بود، قرائت ‏شود . (17)

گزيدهايى از توصيه‏ها و سفارش‏هاى امام به مناسبت ماه مبارك رمضان

شما در اين چند روزى كه به ماه رمضان مانده، به فكر باشيد، خود را اصلاح كرده، توجه به حق تعالى پيدا نماييد.

از كردار و رفتار ناشايسته خود ، استغفار كنيد! اگر خداى نخواسته، گناهى مرتكب شده‏ايد، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان ، توبه كنيد! زبان را به مناجات حق تعالى عادت دهيد! مبادا در ماه مبارك رمضان، از شما غيبتى، تهمتى و خلاصه گناهى سر بزند و در محضر ربوبى، با نعم الهى و در مهمان سراى بارى تعالى، آلوده به معاصى باشيد! شما اقلا، به آداب اوليه‏ روزه عمل نماييد و همان ‏طورى كه شكم خود را از خوردن و آشاميدن نگه مى‏داريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصى باز داريد! از هم اكنون بنا بگذاريد كه زبان را از غيبت، تهمت، بدگويى و دروغ نگهداشته، كينه، حسد و ديگر صفات زشت ‏شيطانى را از دل بيرون كنيد!

اگر با پايان يافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هيچ گونه تغييرى پديد نيامد، و راه و روش شما با قبل از ماه صيام فرقى نكرد، معلوم مى‏شود روزه‏اى كه از شما خواسته‏اند ، محقق نشده است.

اگر ديديد كسى مى‏خواهد غيبت كند، جلوگيرى كنيد و به او بگوييد! «ما، متعهد شده‏ايم كه در اين سى ‏روز ماه مبارك رمضان، از امور محرمه خود دارى ورزيم.» و اگر نمى‏توانيد او را از غيبت ‏باز داريد، از آن مجلس خارج شويد! ننشينيد و گوش كنيد! باز تكرار مى‏كنم تصميم بگيريد در اين سى روز ماه مبارك رمضان، مراقب زبان، چشم، گوش و همه‏ اعضاء و جوارح خود باشيد.

توجه بكنيد كه به آداب ماه مبارك رمضان عمل كنيد; فقط، دعا خواندن نباشد، دعا به معناى واقعى‏اش باشد . (18)

پى‏نوشت‏ها:

1- پا به پاى آفتاب، ج 1، ص 286 .

2- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى( ره) ، ج 3 ، ص 90 .

3- همان، ص 89 .

4- روزنامه‏ جمهورى اسلامى، مورخ 8/1/69 .

5- روزنامه جمهورى اسلامى، 20 / 11 / 64 .

6- امام در سنگر نماز، ص 83 / هزار و يك نكته، حسين ديلمى، نكته 129 .

7- هزار و يك نكته، حسين ديلمى، حبيب و محبوب، ص 53 / سيماى فرزانگان، ص 180 .

8- سيماى فرزانگان، ص 159 / برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى( ره) ، ج 3 ، ص 99 .

9- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى (ره) ، ج 3 ، ص 132 .

10- همان، ص 286 .

11- هزار و يك نكته، حسين ديلمى، نكته 104 / جلوه‏اى از خورشيد ، ص 90 .

12- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى ، ج 3 ، ص 126 .

13- پا به پاى آفتاب، ج 1، ص 270 .

14- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى ، ج 3 ، ص 198 .

15- همان، ص 7.

16- همان .

17- پا به پاى آفتاب، ج 1 ص 181 .

18- سيماى فرزانگان، صص 159 و 161 برداشتهايى از سيره‏ امام خمينى، ج 3 ، ص 8 .


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در سه شنبه 19 شهریور1387 و ساعت 1:4       

  شناخت ماه خدا

ماه رمضان

نخستین كارى كه باید در ارتباط با “ماه مبارك” انجام گیرد، بدست آوردن نگاه صحیح نسبت به آن مى باشد، نگاهى برگرفته از آنچه كه كتاب خدا و پیشوایان راستین الهى به انسان ارایه كرده اند. بدین ترتیب انسان مومن، در آغاز و پیش از انجام هرگونه رفتار و برخورد با این ماه، در تب و تاب به دست آوردن آگاهى از “چیستى ماه رمضان” و كسب معرفت لازم درباره مقام، موقعیت و جایگاه آن است.

آن گونه كه امام زین العابدین (ع) این آگاهى و معرفت را ملتمسانه از پروردگارش طلب مى كند:

“اللهم صل على محمد وآل محمد والهمنا معرفه فضله واجلال حرمته...”6خدایا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.

شناخت ماه رمضان تعیین كننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهیت و موقعیت ماه مبارك رمضان و آگاهى از چیستى آن، ضمن آنكه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است، راه گشاى كیفیت برخورد و چگونگى رفتار با آن نیز مى باشد. در پرتو شناسایى موقعیت و شناخت جایگاه ماه خدا است كه انسان مومن هنگام حلول و تشریف فرمایى آن، مى تواند استقبال شایسته از آن به عمل آورد. در حقیقت با این شناسایى و شناخت، راه چگونگى برخورد با این ماه و نوع رفتار با آن هموار مى گردد.

در این باره این گزارش “انس بن مالك” شنیدنى است: “لما حضر شهر رمضان قال النبى (ص): سبحان الله، ماذا تستقبلون وماذا یستقبلكم قالها ثلاث مرات.”7 هنگامى كه ماه رمضان فرا مى رسید پیامبر (ص) مى فرمود: منزه است خد، بنگرید كه به استقبال چه مى روید و چه به شما روى مىآورد و این جمله را سه بار تكرار فرمود.

در سایه ى این شناخت و شناسایى است كه نقش بى بدیل، تاثیر شگرف و آثار و فواید ارجمند آن، هویدا مى گردد و تلاش و تقلا ى انسان مومن براى شرف یابى به محضر آن، رعایت وظایف و آداب، بهره مندى از بركات و كوشش براى نگهدارى و از دست نرفتن لحظات و ساعت آن را برمى انگیزد. چنانچه در روایت “ابى مسعود انصارى” از پیامبر اكرم (ص) مى خوانیم: “لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنه”8 اگر بنده، از آنچه كه در ماه رمضان قرار داده شده آگاهى داشت، با تمام وجود دوست مى داشت كه همه ى سال، ماه رمضان باشد.

شناخت و درك ماه رمضان موجب شكر پروردگار

برخوردارى از درك درست از ماه مبارك رمضان، زمینه و موجبات به دست آوردن مواهب و بركات الهى و هدایا و عطایاى ربانى در این ماه را فراهم مى نماید.

نعمتى بسیار بزرگ و موهبتى بسیار عظیم است كه بى تردید هر كس با بهره مندى از آن نیكبختى خود را رقم زده، قله سعادت و ظفرمندى را فتح كرده و مدال پر افتخار رستگارى را نصیب خود مى كند. نعمتى كه از شدت گرانقدرى و ارجمندى نمى توان براى آن قیمت و بهایى تعیین كرد. از این رو سزاوار است، كسى كه از این نعمت بزرگ بهره مند گردید خداوند را شكر فراوان و سپاس بسیار گوید؛ “لو علمتم ما لكم فى شهر رمضان لزدتم الله تعالى ذكره شكرا”9 اگر آنچه را كه در ماه رمضان براى شما قرار داد شده مى دانستید فراوان شكر خدا مى گذاشتید.

هدف اساسى و نتیجه نهایى و دستاورد اصلى “روزه” كه برجسته‌ترین وظایف مسلمان در ماه مبارك رمضان است، تقوا مى باشد

گفت پیغمبر كه نفحت هاى حق اندر این ایام مىآرد سبق گوش و هش دارید این اوقات رادر ربایید این چنین نفحات را پیامبر فرمود، بوهاى خوش الهى، عنایت و رحمت ها و دم مبارك خداوندى در این ایام بیشتر است و پى درپى مىآید. یعنى در تمام اوقات و در همه ساعات نفحات الهى درمى رسد و بر دیگر نفحات سبقت مى گیرد. اى كسانى كه نفحات الهى را طالب هستید این اوقات را كه نفحه حق به شما مى رسد با گوش هوش، غنیمت شمرید و این ساعات لطیف و شریف را دریابید.

شناسایى و شناساندن ماه رمضان

به مدد و توفیق الهى این نوشتار بر آن است كه به منظور ارایه نگاه صحیح درباره “چیستى ماه رمضان”، به بررسى و بیان ویژگیه، اوصاف و اسامى آن در آیات، روایات و ادعیه بپردازد. هرچند با توجه به فراوانى این اوصاف وویژگى ها همه آن ها در این مقاله نمى گنجد و ناگزیر به بیان چند ویژگى اكتفا مى شود.

ماه مبارك

یكى از اوصاف ماه رمضان كه در برخى از روایات و ادعیه بدان تصریح شده است، صفت “مبارك” است، اینك تعدادى از آنها را با هم مرور مى كنیم:

قال رسول الله (ص): “قد جائكم شهر رمضان، شهر مبارك، شهر فرض الله علیكم صیامه...”10 رسول خدا (ص) فرمود: ماه رمضان به سوى شما آمد، ماه مبارك، ماهى كه خداوند روزه اش را بر شما واجب كرده است...

عن الامام على (ع) قال: ان رسول الله (ص) خطبنا ذات یوم فقال: “ایها الناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركه والرحمه والمغفره...”11 از امام على (ع) روایت شده كه فرمود: روزى رسول خدا (ص) چنین فرمود: مردم، ماه خدا همراه با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است...”

عن سلمان الفارسى قال: خطبنا رسول الله (ص) فى آخر یوم شعبان فقال: “قد اظلكم شهر رمضان شهر مبارك، شهر فیه لیله القدر خیر من الف شهر...”12 در گزارشى از سلمان فارسى آمده است: رسول خدا (ص) در آخرین روز ماه شعبان براى ما سخنرانى كرد و چنین فرمود:

ماه رمضان، ماهى مبارك، ماهى كه در آن ماه، شب قدر كه از هزار شب برتر است، سایه خود را بر شما گسترده است...

عن رسول الله (ص) انه كان یدعو اول لیله من شهر رمضان: “الحمد الله الذى اكرمنا به ایها الشهر المبارك...”13 از رسول خدا (ص) روایت شده كه آن حضرت همیشه در شب اول ماه رمضان این گونه دعا مى خواند: حمد و سپاس خدایى را كه ما را به تو اى ماه مبارك كرامت بخشید...

عن الصادق (ع) انه كان یقول فى آخر لیله من شعبان واول لیله من شهر رمضان: “اللهم ان هذا الشهر المبارك الذى انزلت فیه القرآن وجعلته هدى للناس وبینات من الهدى والفرقان قد حضر...”14 از امام صادق (ع) روایت شده كه آن حضرت در آخرین شب ماه شعبان و در نخستین شب ماه رمضان این دعا را مى خواند: بارالها! این ماه مبارك را كه در آن قرآن، براى راهنمایى مردم، نشانه هدایت و جداكننده حق و باطل فرو فرستاده شد، فرا رسید...

فراوانى اطلاق عنوان “مبارك” بر ماه رمضان در متون دینى موجب شده است كه این عنوان جزو مشهورترین اوصاف و عناوین این ماه شناخته گردد.

ماه رمضان

معنى بركت و مبارك

علماى لغت واژه “بركت” را به فزونى و رشد15 همراه با ثبات و دوام معنى كرده اند.

در كتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: “معنى بركت فراوانى در هرچیز خیر است”.16 راغب اصفهانى نیز آن را به معناى ثبوت و استقرار خیر الهى در چیزى مى داند، چنانچه بركه “چیزى شبیه حوض” به جایى كه آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد، گفته مى شود.17

اما مبارك، به آنچه كه در آن خیر فراوان وجود دارد و از او بروز و صدور مى یابد اطلاق مى گردد. زجاج مى گوید: “مبارك آن چیزى است كه از آن خیر فراوان برآید”18 راغب نیز مى نویسد:” به آنچه كه خیر و فایده الهى در آن ثبوت و استقرار داشته باشد مبارك گفته مى شود”.19

كاربرد واژه بركت و مبارك در قرآن

بنابراین، آنچه كه در آن خیر فراوان و نفع و فایده بسیار، ثبات و قرار داشته و از آن صادر گردد، مبارك نامیده مى شود. بدین ترتیب عنوان “با بركت” و “مبارك” در آیات قرآن كریم ودر این موارد بكار رفته است:

1) ذات اقدس الهى كه خیر محض و بركت ناب است؛ “تباره الله رب العالمین” (اعراف54/)، “فتباره الله احسن الخالقین” (مومنون/ 14)، “تباره الذى نزل الفرقان على عبده...!” (فرقان/ 1).

2) قرآن كریم؛ “وهذا كتاب انزلناه مبارك” (انعام/ 92)، “وهذا كتاب انزلنا مبارك فاتبعوه...”

(انعام/ 155)، “كتاب انزلناه الیه مبارك لیدبروا آیاته...” (ص / 29)

شناخت ماه رمضان تعیین كننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهیت و موقعیت ماه مبارك رمضان و آگاهى از چیستى آن، ضمن آنكه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است، راه گشاى كیفیت برخورد و چگونگى رفتار با آن نیز مى باشد

3) خانه خدا (كعبه)؛ “ان اول بیت وضع للناس للذى ببكه مباركا وهدى للعالمین”.20

4) مسجد الاقصى؛ “.. الى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله...”21

5) شب قدر؛ “انا انزلناه فى لیله مباركه...”22

6) پیامبران الهى؛ “وجعلنى مباركا اینما كنت...”23، “وباركنا علیه وعلى اسحاق...”24

7) باران؛ “ونزلنا من السما ما مباركا...”25

راز مباركى ماه رمضان

بى تردید مباركى و نامباركى و سودمندى و زیان بارى هرچیزى كه به انسان منتسب مى شود، با حیات آدمى و ابعاد وجودى او رابطه اى تنگاتنگ و گسست ناپذیر داشته و با مصالح و مفاسد حیات و جنبه هاى مختلف وجود او ارتباط كامل دارد. به همین علت، براى پى بردن به “مباركى” ماه رمضان و بركت زایى آن براى انسان، توجه و تامل در نكات زیر ضرورى است:

1ـ حقیقت حیات و گوهر وجود انسان روشن است كه آدمى علاوه بر جنبه هاى مادى و زندگى حیوانى از جنبه هاى معنوى و زندگى انسانى نیز برخوردار است این جنبه معنوى و انسانى در پرتو اعطاى وجودى برتر به او بخشیده شده است.

“..ثم انشاناه خلقا آخر فتباره الله احسن الخالقین”26 “فاذا سویته ونفخت فیه من روحى فقعوا له ساجدین”27 این وجود برتر و حقیقت فراتر كه اساس هستى و گوهر حیات انسان را تشكیل مى دهد همان روح آدمى و جان انسانى است كه دیگر موجودات از آن بهره اى ندارند؛ غیر این جانى كه در گاو و خر استآدمى را عقل و جانى دیگر است در صورت نبود این گوهر ارجمند، آدمى ازحیات انسانى تهى شده و در ردیف دیگر حیوانات قرار خواهد گرفت.

2ـ نیازمندیها و موجبات حیات انسانى همان گونه كه براى حیات حیوانى و جنبه مادى انسان نیازمندى‌ها و خواسته‌هایى متناسب با آن وجود دارد و در صورت تامین نشدن و پاسخ ندادن به آنها حفظ و بقاى آن ناممكن است، براى حیات انسانى و معنوى نیز نیازها و تمایلاتى وجود دارد كه حفظ و بقاى آن تنها در پرتو تامین و برآورده كردن آنها امكان پذیر خواهد بود.

پیداست كه نیازمندىها و خواسته هاى این دو جنبه ى وجود و دو بعد حیات انسانى متناسب با تفاوت و اختلاف آنها متفاوت و مختلف خواهد بود؛ تغذیه، رشد، بالندگى و نشاط بعد حیوانى و جنبه مادى انسان، به امور مادى و تامین خواسته هاى حیوانى وابسته است و از امور مورد نیاز بعد انسانى بیگانه و بى خبر مى باشد؛ او نداند جز كه اصطبل و علف از سعادت غافل است و از شرف اما براى تغذیه، فربهى، شادابى و پرورش بعد انسانى و جنبه معنوى و روحى انسان موجبات و نیازمندىهاى دیگرى وجود دارد و این گونه نیست كه با به دست آوردن عوامل و زمینه هاى شادابى، فربهى و آسایش تنى، زمینه تنومندى، رشد، نشاط و آرامش جان نیز فراهم گردد.

ماه رمضان

3ـ هدف و نقش ماه رمضان بنابراین، براى پرورش و رشد و بالندگى جان و تامین خواسته هاى آن باید به سراغ امورى غیر از عوامل تامین كننده نیازهاى تن شتافت. هدف اساسى و نتیجه نهایى و دستاورد اصلى “روزه” كه برجسته ترین، وظایف مسلمان در ماه مبارك رمضان است، تقوا مى باشد.

“یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم لعلكم تتقون”28 اى كسانى كه ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده؛ آن گونه كه بر آنها كه پیش از شما بودند نوشته شد، تا پرهیزكار باشید.

تقوا كه همان نگهدارى، كنترل و مهار تمایلات حیوانى و خواسته هاى نفسانى است، یك امر واقعى و عینى مى باشد كه در سایه ى روزه و روزه دارى در وجود انسان محقق مى گردد. ماه رمضان با همه آنچه كه به همراه دارد (و برجسته ترین آن روزه است)، در صدد كنترل انسان و مهار تمایلات تنى و ایجاد و تقویت روحیه ى مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى است تا بتواند بعد حقیقى و گوهر اصلى وجود انسان را سرزنده، بالنده، با نشاط و فربه نماید؛ تا تو تن را چرب و شیرین مى دهى گوهر جان را نیابى فربهى 4ـ ارتباط ماه رمضان با حیات حقیقى انسان انسان براى تامین حیات معنوى خود و تقویت، پرورش و فربهى روح خویش به این ماه الهى نیازمند است. گرچه این فریضه الهى مانند دیگر فرایض و تكالیف اسلامى تنها با یك بعد وجود انسان سروكار ندارد و فواید و آثار آن به حیات روحى انسان محدود نمى گردد و ضمن تامین نیازهاى روحى و درپى داشتن آثار و نتایج معنوى، بهره ها و بركات مادى و دنیایى را هم براى انسان و جامعه به همراه دارد،29 ولى هدف اصلى ونقش اساسى و تاثیر عمده ماه رمضان به حیات معنوى و روان انسانى مربوط مى شود و آدمى براى بالندگى، رشد و چالاكى به امساك، منع و محدودیتى كه ماه رمضان براى بعد حیوانى انسان ایجاد مى كند نیازمند است، این امساك، هرگز به معناى محرومیت و از دست دادن توانایى ها و گرفتار ضعف و ناتوانى شدن نیست.

امام باقر (ع): خداوند داراى ملائكه‌اى است كه وظیفه آنان استغفار نمودن براى روزه داران در هر روز از ماه رمضان تا پایان این ماه است و در هر شب هنگام افطار به روزه داران بشارت مى دهند: اى بندگان خداوند اندكى گرسنگى را چشیدید و بزودى سیر مى‌گردید. شما و آنچه كه در شماست مبارك گردید

“روزه” براى پیشگیرى از محرومیت انسان و ایجاد قدرت كنترل در برابر شهوات نفس و تمایلات تن و برخوردار ساختن جان انسان از گوهرها و كمالات انسانى بسیار لازم و ضرورى است. چه بسیار افرادى كه با رها نمودن نفس و تن دادن به شهوات آنى و هوس هاى زودگذر، در حسرت ازدست دادن گوهر انسانیت نشسته و گرفتار اندوهى همیشگى شده اند؛ “كم من شهوه ساعه اورثت حزنا طویلا”30 امام على (ع) فرمود: و چه بسا شهوت یك لحظه كه مایه اندوه طولانى گردد.

ماه رمضان یكپارچه خیر و بركت

با به خاطر سپردن نكات چهارگانه ى پیش، اكنون مى توان چهره مبارك و سیماى پر خیر و بركت ماه رمضان را مشاهده نمود و به بركت آفرینى آن براى انسان پى برد.

البته این چهره زیبا و سیماى نورانى آنگاه قابل مشاهده است كه پرده از دیدگان آدمى برداشته شود و غبار تن، حجاب رخسار زیباى جان نگردد و خواهش هاى نفسانى، مانع رویت ارتباط میان نیازهاى جان آدمى با حقیقت و ماهیت روح پرور ماه رمضان نباشد و نگاه صحیح نسبت به این ماه و رابطه آن با جان انسانى و نیازهاى او بدست آید. در این صورت لحظه لحظه این ماه و همه آنچه كه به همراه دارد، موجب خیر، بركت و مباركى براى انسانى است كه آن را درك كرده و در آستانش بستر افكنده است. چقدر شنیدنى است این گزارش محمد بن مسلم از امام باقر (ع): “ان الله تعالى ملائكه موكلین بالصائمین یستغفرون لهم فى كل یوم من شهر رمضان الى آخره وینادون الصائمین كل لیله عند افطارهم: ابشروا عباد الله فقد جعتم قلیلا وستشبعون كثیرا بوركتم و بوره فیكم...”31 خداوند داراى ملائكه‌اى است كه وظیفه آنان استغفار نمودن براى روزه داران در هر روز از ماه رمضان تا پایان این ماه است و در هر شب هنگام افطار به روزه داران بشارت مى دهند: اى بندگان خداوند اندكى گرسنگى را چشیدید و بزودى سیر مى گردید. شما و آنچه كه در شماست مبارك گردید.

اى خجسته درد و بیمارى و تب

اى مبارك درد و بیدارى شب

رنج گنج آمد كه رحمت ها دروست

مغز تازه شد چو بخراشید پوست

ماه رمضان

آرى، اگر روح انسان را بشناسیم و نیازهاى حقیقى او را بدانیم و رابطه بنده با خدا و راز نیازمندى بشر به ارتباط با عالم ملكوت را به درستى بیابیم نه تنها ماه رمضان راموجب محرومیت و محدودیت نمى دانیم، بلكه آن را موجب توسعه و پیشرفت وجودى و صعود و تكامل انسانى خواهیم دانست.. در این صورت، براى تكامل و تعالى انسان و رسیدن به كوى حق، روزه و ماه رمضان (و امورى كه موجب بالندگى و نشاط و قوت جان مى گردد) را لازم و ضرورى خواهیم شمرد؛ چنان كه در این روایت نبوى آمده است:

“من عرف الله و عظمه، منع فاه من الكلام و بطنه من الطعام و عنى نفسه بالصیام و القیام...”32 كسى كه خدا را به درستى شناخته و به عظمت او پى برده باشد، دهان خود را از سخن و شكمش را از غذا بازداشته و رنج روزه و عبادت (نماز و شب زنده دارى) را بر خود هموار مى كند.

چون كه در معده شود پاكت پلید

قفل نه بر حلق و پنهان كن كلید

یعنى ویژگى معده این است كه پاكى ها را به پلیدى تبدیل مى كند پس بر حلق خود قفلى بزن و كلیدش را پنهان كن و دائم مراقب شكم خود باش]. با این نگاه و معرفت، انسان مومن هرگز به از دست دادن ماه رمضان راضى نمى شود و در صورت از دست رفتن آن سخت نگران و بسیار آزرده خاطر و ملول مى گردد. آن گونه كه در زمزمه هاى عارفانه آن روح آگاه و شیدا در واپسین ساعات ماه مبارك مى خوانیم:

“فنحن مودعوه وداع من عز فراقه علینا وغمنا و اوحشنا انصرافه عنا...”33 ما با این ماه خدا حافظى مى كنیم، خدا حافظى كسى كه جدایى اش براى ما سخت است و این جدایى ما را اندوهگین مى كند و با رفتنش تنها مى شویم.

پی نوشتها:

1ـ آل عمران، 178.

2ـ متن خطبه مقام معظم رهبرى در نماز جمعه تهران در تاریخ 77/10/18 بیستم ماه مبارك رمضان.

3ـ در مقاله اى تحت عنوان “على (ع) و كارگزاران ناصالح” به این شخصیت پرداخته شده است.

4ـ اعراف، 33.

5ـ در این گفتار متن عربى عباراتى كه معظم له از غیر معصوم نقل كرده اند حذف و به ترجمه اكتفا شده است.

6ـ صحیفه جامعه سجادیه دعاى / 155.

7ـ بحار، ج 93، ص 347.

8ـ بحار، ج 93، ص 346.

9ـ وسایل الشیعه، ج 6، ص 174.

10ـ تهذیب الاحكام، ج 4، ص 152.

11ـ وسایل الشیعه، ج 7، ص 227.

12ـ مستدرك الوسایل، ج 7، ص 429.

13ـ همان، ص 446.

14ـ الاقبال بالاعمال الحسنه (اقبال سید بن طاووس) باب 3 فصل 4.

15ـ لسان العرب، ج 1 و مفردات راغب واژه “برك” ومجمع البیان، ج 2، ص 477.

16ـ لسان العرب، ج 1.

17ـ مفردات راغب.

18- لسان العرب، ج 1.

19ـ مفردات راغب.

20ـ آل عمران، 96.

21ـ اسر، 1.

22ـ دخان، 3.

23ـ مریم، 31.

24ـ صافات، 113.

25ـ ق، 9.

26ـ مومنون، 14.

27ـ حجر، 29.

28ـ بقره، 183.

29ـ واین حقیقیت با مدد و توفیق الهى پس از بیان همه ى ویژگیها و اوصاف ماه مبارك كاملا آشكار خواهد شد.

30ـ كافى ج 2، ص 451.

31ـ وسائل الشیعه، ج 6، ص 176.

32ـ امالى صدوق، ص 249.

33ـ صحیفه جامعه سجادیه، دعا 142 و اقبال سید بن طاووس، باب 34.

منبع:سایت اطلاع رسانی شهید آوینی


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در سه شنبه 19 شهریور1387 و ساعت 0:51       

  در باره ماه رمضان

رمضان ماه نزول قرآن است .

"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدي"

ماه رمضان نهمين ماه از ماههاى سال قمرى و عربى است، که بين ماه شعبان و شوال واقع است، و در قرآن کريم از ماههاى دوازده‏گانه غير از ماه رمضان نام هيچ ماه ديگرى نيامده.

فرق بين"انزال"و"تنزيل"و اشاره به وجه تسميه قرآن

و کلمه نزول به معناى پائين آمدن و وارد شدن از نقطه بلند است، و فرق ميان انزال و تنزيل اين است که انزال به معناى نازل کردن دفعى و يک پارچه است، و تنزيل به معناى نازل کردن تدريجى است، و کلمه(قرآن)اسم کتابى است که خداى تعالى آنرا بر پيامبر گراميش محمد ص نازل کرده، و به اين جهت آن را قرآن ناميده که(قبلا از جنس خواندنيها نبود، و به منظور اينکه درخور فهم بشر شود نازلش کرد و در نتيجه کتابي) خواندنى شد، چنانکه فرمود: "انا جعلناه قرآنا عربيا لعلکم تعقلون" (1) و اين کلمه هم بر مجموع قرآن اطلاق مي‏شود و هم بر اجزاى آن.

مراد از نزول قرآن در ماه رمضان و نقد و بررسى اقوال مختلف در باره تدر

يجى يا دفعى بودن نزول آن

و اين آيه شريفه دلالت دارد بر اينکه قرآن يک پارچه در ماه رمضان نازل شده، از سوى ديگر ظاهر آيه شريفه: "و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مکث، و نزلناه تنزيلا" (2) دلالت دارد بر اينکه قرآن کريم به تدريج و در مجموع مدت دعوت رسولخدا ص يعنى در مدت تقريبا بيست و سه سال نازل شده، تاريخ هم مؤيد اين معنا است، و از همين جهت‏بعضى گمان کرده‏اند که آيه مورد بحث‏با اين آيه منافات دارد.

و بعضى ديگر در پاسخ گفته‏اند: قرآن کريم دو بار نازل شده، يک بار در ماه رمضان بطور يک پارچه به آسمان دنيا نازل شد و بار ديگر از آسمان دنيا به تدريج‏بر زمين نازل شده، و اين پاسخى است که مفسرين نامبرده آنرا از روايات گرفته‏اند که بعضى از آنها را در بحث روايتى آينده نقل خواهيم کرد.ان شاء الله ولى بعضى ديگر به اين مفسرين اشکال کرده‏اند، که در آيه مورد بحث که تعبير به انزال - يعنى نازل شدن يک پارچه - فرموده دنبالش فرموده: "هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان" به اين منظور نازل شده که بايد هدايتگر مردم و فارق ميان حق و باطل باشد، و دلائلى روشن از هدايت ارائه دهد، و اين معنا با نازل شدن به آسمان دنيا نمي‏سازد، چون بنا بر اين

تفسير قرآن کريم سالها در آسمان دنيا بود، در حالى که هدايتگر براى مردم نبود.

بعضى ديگر از اين ايراد پاسخ داده‏اند به اينکه هدايت‏بودن قرآن البته به اين معنا که مي‏تواند هادى مردم باشد و مردم را از ضلالت نجات دهد و فارق ميان حق و باطل باشد، معنائى است که منافات ندارد با اينکه چند سالى در آسمان دنيا بدون هدايت فعلى و خلاصه راکد مانده باشد، تا وقتى زمان به کار افتادنش رسيد از آسمان به زمين نازل گردد، و نظائر آن بسيار است، مانند قوانينى که از مجلس قانونگذارى گذشته تا هر وقت زمان بکار بردن فلان ماده‏اش رسيد آنرا به کار ببرند، و از قوه به فعليت در آورند.

اين بود پرسش و پاسخهائى که پيرامون آيه کرده‏اند، و ليکن حق مطلب اين است که حکم قوانين و دستورات با حکم خطاباتى که متوجه اشخاص مي‏شود فرق دارد، در خطابات بايد قبل از صدور خطاب مخاطبى باشد، هر چند به مدتى اندک آنگاه به او خطاب کنند، و معنا ندارد خطاب از مقام تخاطب جلوتر باشد، و در قرآن کريم از اين خطابها بسيار است، مانند خطاب در آيه: "قد سمع الله قول التى تجادلک فى زوجها و تشتکى الى الله و الله يسمع تحاورکما" (3).

و خطاب در آيه: "و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا اليها و ترکوک قائما". (4) و آيه: "رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه، فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر، و ما بدلوا تبديلا". (5) که در اين سه آيه و امثال آن خطابها متوجه مخاطبينى است که قبل از خطاب وجود داشته‏اند.

علاوه بر اينکه در قرآن کريم ناسخ و منسوخ هست و معنا ندارد که ناسخ و منسوخ هر دو در يک زمان نازل شوند.

بعضى از مفسرين پاسخ داده‏اند که مراد از نزول قرآن در ماه رمضان نزول آن قسمتى از قرآن است که در رمضان نازل شده.

ولى اين جواب هم درست نيست، براى اينکه مشهور در نزد مفسرين اين است که رسولخدا ص که مبعوث به قرآن بوده در روز بيست و هفتم از ماه رجب مبعوث

شده، و بين رجب تا رمضان بيش از يک ماه فاصله است، آن وقت چگونه ممکن است در اين مدت بعثت آن جناب از نزول قرآن خالى باشد.

از اينهم که بگذريم آيه‏هاى اول سوره"علق"شهادت مي‏دهد که اين سوره اولين سوره‏اى بوده که نازل شده، و در اولين روز بعثت نازل شده، و همچنين سوره"مدثر"شهادت مي‏دهد که در روزهاى اول دعوت نازل شده، و به هر حال بسيار بعيد است که اولين آيه نازل، در ماه رمضان باشد علاوه بر اينکه جمله مورد بحث که مي‏فرمايد: "شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن"دلالت صريحى ندارد بر اينکه مراد از قرآن اولين قسمت نازل آن باشد، پس حمل آيه بر اولين جزء نازل آن حملى است‏بدون دليل.

و نظير اين آيه در دلالت‏بر اينکه قرآن در يک زمان نازل شده آيه: "و الکتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مبارکة انا کنا منذرين" (6) و آيه: "انا انزلناه فى ليلة القدر" (7) مي‏باشد چونکه از اين آيات بر مي‏آيد همه قرآن در يک زمان نازل شده، و ظاهر آنها نمي‏سازد با اينکه منظور نزول اولين قسمت نازل آن باشد، و يا منظور اولين روز انزال آن باشد، قرينه‏اى هم در کلام نيست که بخاطر آن قرينه بتوانيم دست از ظاهر آن برداريم.

آنچه در اين باره از تدبر در آيات کتاب استفاده ميشود

و آنچه از تدبر در آيات کتاب بر مي‏آيد مطلبى ديگر غير از همه اين مطالب است، چون در آياتى که مي‏گويد قرآن در ماه رمضان و يا در شبى از شبهاى آن نازل شد تعبير به انزال آمده، که دلالت‏بر نازل کردن يکپارچه قرآن دارد، و در هيچ يک از آنها تعبير به تنزيل نيامده، مثلا يکجا فرموده: "شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن" (8) جاى ديگر فرموده: "حم و الکتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مبارکة" (9) ، و در جاى ديگر فرموده: "انا انزلناه فى ليلة القدر" (10).

و اين تعبير و نازل شدن يکپارچه به دو اعتبار مي‏تواند باشد، يکى به اعتبار اينکه مجموع و روى هم رفته قرآن و يا بعضى از آن يکپارچه و يک دفعه نازل شده هر چند که تک تک آياتش به تدريج نازل شده باشد، همچنانکه در مورد باران با اينکه قطره قطره نازل مي‏شود، ولى به اعتبار اينکه مجموع بارانها و قطرات مفيد فائده بوده تعبير مي‏کند به اينکه"کماء انزلناه

من السماء" (11) و نيز بهمين اعتبار فرموده: "کتاب انزلناه اليک مبارک ليدبروا آياته" (21).

دوم به اعتبار اينکه کتاب ماوراى آنچه ما با فهم عادى خود از آن مي‏فهميم، که معلوم است فهم عادى ما مستلزم آن است که آياتش را جدا جدا تدبر کنيم، و خود هم جدا جدا و به تدريج نازل شود، حقيقت ديگرى دارد که به لحاظ آن حقيقت امرى واحد و غير تدريجى است، و نزولش به انزال - يک دفعه - است، نه تنزيل(نزول بتدريج).

و همين اعتبار دومى از آيات کريمه قرآن استفاده مي‏شود مانند آيه: "کتاب احکمت آياته ثم فصلت من لدن حکيم خبير" (13) چون کلمه"احکمت"از احکام است و احکام در مقابل "تفصيل"است، و تفصيل عبارت است از اينکه کتاب را فصل فصل و قطعه قطعه کنند، در نتيجه احکام به معناى آن است که به نحوى باشد که جزء جزء نداشته و اجزايش از يکديگر متمايز نباشد، چون همه‏اش به يک معنا بر مي‏گردد، که آن معنا جزء و فصل ندارد و آيه شريفه صريح است در اينکه اين تفصيل که ما امروز در قرآن مشاهده مي‏کنيم تفصيلى است که بعدها به قرآن داده شده، و گرنه در آغاز محکم و بدون جزء و فصل بوده.

از اين آيه روشن‏تر، آيه"و لقد جئناهم بکتاب فصلناه على علم هدى و رحمة لقوم يؤمنون. هل ينظرون الا تاويله يوم ياتى تاويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق" (14).

و آيه"و ما کان هذا القرآن ان يفترى من دون الله، و لکن تصديق الذى بين يديه و تفصيل الکتاب لا ريب فيه من رب العالمين"تا آنجا که مي‏فرمايد: "بل کذبوا بما لم يحيطوا بعلمه و لما ياتهم تاويله" (15) چه از اين آيات و مخصوصا آيه شريفه سوره يونس به خوبى استفاده مي‏شود که مساله تفصيل و جداسازى امرى است که بعدها بر کتاب خدا عارض شده است و قبلا به اين صورت نبوده.

پس کتاب به خودى خود چيزى است، و تفصيلى که عارض بر آن شده چيزى ديگر، و کفارى که کتاب را تکذيب کردند تکذيبشان مربوط به تفصيل کتاب است، و ناشى از اين است که فراموش کردند اين تفصيل به چه چيز برگشت مي‏کند و به زودى در قيامت مي‏فهمند و جز فهميدن چاره‏اى ندارند، آن وقت پشيمان مي‏شوند در حالى که پشيمانى سودى برايشان نداشته، و راه گريزى هم ندارند، و اين آيه اشعارى هم به اين معنا دارد که کتاب اصلى تاويل کتاب خواندنى يعنى قرآن است.

از آيه مورد بحث روشن‏تر اين آيه شريفه است: "حم و الکتاب المبين، انا جعلناه قرآنا عربيا لعلکم تعقلون و انه فى ام الکتاب لدينا لعلى حکيم" (16) چون اين آيه ظهور در اين معنا دارد که قرآن قبلا در کتاب مبينى بوده که خواندنى و عربى نبوده، و بعدها خواندنى و عربى شده، و لباس الفاظ آنهم به واژه عربيت پوشيده، تا مردم آن را بفهمند و گرنه همين کتاب قبلا در "ام الکتاب"، که نزد خدا مقامى بلند داشته است، بوده مقامى که دست‏خرد بدان نمي‏رسد، کتابى که حکيم است، يعنى مانند کتاب قرآن آيه آيه و سوره سوره نيست.

و آيات شريفه"فلا اقسم بمواقع النجوم، و انه لقسم لو تعلمون عظيم، انه لقرآن کريم، فى کتاب مکنون، لا يمسه الا المطهرون، تنزيل من رب العالمين" (17 نيز در سياق آيه سوره زخرف است، چون از ظاهر آن به خوبى بر مي‏آيد، قرآن کريم در کتاب مکنون و پنهان از ديد بشر قرار داشته، در کتابى که جز پاکان کسى با آن تماس ندارد، و از آن کتاب که نزد رب العالمين است نازل شده است، و اما قبل از نازل شدن موقعيتى در کتاب مکنون داشته، مکنون از اغيار همان که در آيه سوره زخرف ام الکتابش خوانده، و در سوره بروج لوح محفوظش ناميده و فرموده: "بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ" (18) بلکه اين لوح از اين جهت محفوظ است که دگرگونگى در آن راه ندارد، و معلوم است قرآنى که بايد به تدريج نازل شود(چون به عالمى نازل مي‏شود که زمان و تدرج بر همه آن حاکم است)هرگز از ناسخ و منسوخ و از تدريج‏خالى نيست و اين تدرج خود نوعى تبدل است، پس کتاب مبين که اصل قرآن است و خالى از

تفصيل و تدرج است، امرى است غير اين قرآن نازل شده، و قرآن به منزله لباسى ست‏براى آن امر.

و همين معنا يعنى اينکه قرآن، نازل شده و بشرى شده کتاب مبين(که ما آن را حقيقت کتاب مي‏ناميم)باشد، و به منزله لباسى باشد براى اندام صاحب لباس، و مثال باشد براى حقيقت و نيز به منزله مثل باشد براى غرض صاحب کلام، خود مصحح آن است که احيانا آن حقيقت را هم قرآن بناميم همچنانکه در آيه شريفه: "بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ" (19) و آياتى ديگر اين تعبير آمده، و همين نکته باعث مي‏شود که آيه: "شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن" (20) ، و آيه"انا انزلناه فى ليلة القدر" (21) ، و آيه"انا انزلناه فى ليلة مبارکة" (22) را که دلالت دارند بر اينکه قرآن يک دفعه نازل شده حمل کنيم بر نازل شدن حقيقت قرآن، يعنى کتاب مبين، بر قلب رسولخدا ص در يک شب، همچنانکه همين قرآن بعد از آنکه بشرى و خواندنى و مفصل شد، تدريجا در مدت بيست و سه سال دعوت نبويه نازل شده است.

اين نزول تدريجى از آيات زير استفاده مي‏شود: "و لا تعجل بالقرآن من قبل ان يقضى اليک وحيه" (23) و آيات: "لا تحرک به لسانک لتعجل به، ان علينا جمعه و قرآنه، فاذا قراناه فاتبع قرآنه ثم ان علينا بيانه" (24) چون از اين آيات بر مي‏آيد که رسولخدا ص مي‏دانسته چه آيه‏اى بر او نازل مي‏شود، و به همين جهت قبل از آنکه وحى آيه‏اى تمام شود او از پيش، آيه را مي‏خوانده، و خداى تعالى از اين کار نهيش فرمود، که ان شاء الله توضيحش در جاى مناسب خواهد آمد.

و سخن کوتاه آنکه: اگر کسى در آيات قرآنى تدبر و دقت کند هيچ چاره‏اى جز اين ندارد که اعتراف کند به اينکه آيات قرآنى دلالت دارد بر اينکه اين قرآنى که تدريجا بر رسول

خدا ص نازل شده متکى بر حقيقتى است متعالى و بس بلند که عقول عامه بشر قاصر از درک آن، و دست افکار ملوث به لوث هوسها و قذارتهاى ماده‏شان از رسيدن به آن حقيقت کوتاه است، و اينکه نخست اين حقيقت‏بر رسولخدا ص نازل شده بود و به وى تعليم داده بود که منظورش از کتاب(که بعدا تدريجا نازل مي‏شود)چيست.و ما ان شاء الله در بحث پيرامون تاويل و تنزيل در تفسير آيه شريفه: "هو الذى انزل عليک الکتاب منه آيات محکمات" (25) باز در اين باره سخن خواهيم گفت.

اين آن مطلبى است که گفتيم با دقت و تدبر از آيات کريمه قرآن به دست مي‏آيد بله محدثين که کارشان تنها نقل حديث است و نيز علماى علم کلام و همچنين علماى مادى اين عصر از آنجا که منکر ماوراى ماده و محسوساتند ناگزير شده‏اند اين آيات و نظائر آن را که دلالت دارند بر اينکه مثلا قرآن هدايت و رحمت و نور و روح و مواقع نجوم و کتاب مبين است، و يا در لوح محفوظ و نازل از ناحيه خدا است، و يا در صحف مطهره است، و يا تعبيرات ديگرى که از قرآن شده، همه را حمل کنند بر اقسامى از استعاره و مجازگوئى، و با اين عمل خود قرآن را همپايه يک کتاب شعرى کرده‏اند، (که به قول معروف هر چه گزافي‏تر و دروغ‏تر باشد شيرين‏تر و شيواتر است).

گفتار بعضى از اهل بحث در توجيه نزول قرآن در ماه رمضان

بعضى ديگر از اهل بحث و تحقيق در معناى اينکه چگونه ممکن است قرآن در ماه رمضان نازل شده باشد؟ گفتارى دارد که خلاصه‏اش از نظر خواننده مي‏گذرد.

هيچ شکى نيست در اينکه بعثت رسولخدا ص قرين و توام با نزول اولين بخش آن بوده، و در آن بخش به وى دستور داده که مردم را تبليغ و انذار کن، از سوى ديگر در اين نيز هيچ شکى نيست که بعثت و نزول اولين بخش قرآن، در شب اتفاق افتاده، براى اينکه آيه شريفه:"انا انزلناه فى ليلة مبارکة انا کنا منذرين" (26) ،صريحا مي‏فرمايد: که قرآن در شب نازل شده، و باز شکى نيست که آن شب از شب‏هاى رمضان بوده، براى اينکه در سوره بقره آيه 185مي‏فرمايد:"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن".

پس تا اينجا هيچ شکى نيست تنها گفتگو در اين است که منظور اين آيات تمام قرآن است‏يا بعضى از آن؟در پاسخ از اين سؤال مي‏گوئيم: گو اينکه همه قرآن در يک شب نازل نشده، اما همينکه سوره حمد که مشتمل بر بسيارى از معارف قرآن است در يک شب نازل شده، مثل اين

است که همه قرآن در يک شب نازل شده باشد، و بهمين اعتبار مي‏شود گفت: (ما قرآن را در فلان شب نازل کرديم).

پاسخ ديگرى که مي‏توان گفت اينکه: کلمه قرآن همانطور که بر همه آيات بين دو جلد اطلاق مي‏شود، بر بعض از آن نيز اطلاق مي‏گردد، همانطور که بر ساير کتب آسمانى از قبيل تورات و انجيل و زبور نيز اطلاق مي‏گردد، و اين خود اصطلاحى است از قرآن کريم.

آنگاه اضافه کرده: که اولين بخشى که نازل شده"اقرء باسم ربک الذى خلق..." (27) است که در شب بيست و پنجم رمضان نازل شد، در حالى که رسول خدا ص در وسط بيابان بود، و به طرف خانه خديجه مي‏آمد، همينکه اين آيات به وى وحى شد به خاطرش رسيد از جبرئيل بپرسد: چگونه پروردگار خود را ياد کند، دوباره جبرئيل خود را به وى نشان داد و تعليمش داد که بگويد: "بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين"تا آخر سوره حمد، و سپس کيفيت نماز را به او ياد داد، و از نظرش غائب شد، رسول خدا ص به خود آمد در حالى که اثرى از جبرئيل نيافت، تنها از آنچه ديده بود، تعبى و کوفتگى در خود احساس کرد، تعبى که همواره بعد از ديدن جبرئيل به او دست مي‏داد، و چون اولين بار بود که به چنين منظره‏اى بر مي‏خورد و نمي‏دانست که از طرف خدا مبعوث به نبوت و هدايت‏خلق شده، لذا وقتى به خانه درآمد از شدت خستگى آن شب را تا به صبح خوابيد، صبح آن شب مجددا فرشته وحى نزد او برگشت و اين سوره را بر او نازل کرد:

"يا ايها المدثر قم فانذر". (28)

آنگاه مفسر نامبرده مي‏گويد پس معناى نازل شدن قرآن همين نازل شدن سوره حمد است، که در ماه رمضان و مصادف با شب قدر نازل شده، و اما آنچه در کتب شيعه ديده مي‏شود که بعثت در روز بيست و هفتم رجب بوده، رواياتى است که علاوه بر اينکه جز در بعضى از کتب شيعه که تاريخ تاليفش جلوتر از قرن چهارم هجرت نيست، يافت نمي‏شود مخالف کتاب خدا نيز هست، چون متوجه شديد که کتاب خدا نزول قرآن را در ماه رمضان دانسته.

سپس اضافه مي‏کند: که در اين ميان روايات ديگرى هست مؤيد آن روايات که مي‏گويد معناى نزول قرآن در ماه رمضان اين است که قرآن قبل از بعثت رسولخدا ص يک جا از لوح محفوظ به بيت المعمور نازل شد، و جبرئيل آن را در بيت المعمور به ملائکه املاء کرد، تا آنکه بعد از بعثت‏به تدريج‏بر رسول خدا ص نازل شد.

و اين روايات اوهامى است‏خرافى که دست اجانب آنها را با روايات اسلام آميخته

کرده و به چند جهت مردود است، 1 - مخالف کتاب خدا هستند 2 - لوح محفوظ را جزء ماوراى طبيعت دانسته در حالى که لوح محفوظ عبارت است از عالم طبيعت و بيت المعمور عبارت است از کره زمين، که با سکونت‏بشر معمور و آباد گشت، اين بود خلاصه گفتار آن مفسر.

توضيح بى پايگى و واهى بودن آن گفتار

مؤلف: من نمي‏دانم کدام يک از جملات اين مفسر که سراسر آن فاسد است قابل اصلاح است تا به وجهى از وجوه با حق و حقيقت منطبق شود، چون در چنين صورتى قضيه شبيه مثل معروف مي‏شود که مي‏گويند وصله از خود جامه بيشتر است.

زيرا اولا اين افسانه که وى از پيش خود در باره بعثت درست کرده و يا اينکه گفته اولين بخش نازل شده چيست"اقرء باسم ربک"وقتى نازل شد که رسول خدا ص در راه بود، و بعد از آن سوره حمد نازل شد، و آنگاه نماز را به آن جناب تعليم داده و آن حضرت داخل خانه شد و از خستگى به خواب رفت، و صبح آن شب سوره مدثر نازل شده، امر به تبليغش نمود همه اينها مطالبى است که نه آيه محکمه دلالت‏بر آن دارد، و نه سنت قائمه، بلکه تنها و تنها قصه‏اى است تخيلى که نه با کتاب موافق است و نه با حديث، و بيان ناسازگاريش خواهد آمد.

و ثانيا وى گفته: که بطور مسلم بعثت و نزول قرآن و امر به تبليغ هر سه مقارن هم اتفاق افتاد، و در مقام تفسير و توضيح اين سخن گفته است: نبوت با نزول قرآن آغاز شد و رسولخدا ص تنها در يک شب نبى و غير رسول بود، و صبح همان شب به مقام رسالت هم رسيد، چون سوره"مدثر"او را امر به تبليغ نمود، ولى اين مفسر هرگز نمي‏تواند بر طبق گفته‏هاى خود دليلى از کتاب يا سنت‏بياورد، و عجب اينجا است که مساله را از مسلمات گرفته، در حالى که چنين نيست اما از نظر سنت مسلم نيست‏براى اينکه کتب سنت چه آنها که علماى اهل سنت تاليف کرده‏اند، و چه آنها که علماى اماميه تاليف کرده‏اند، همه بعد از دو قرن و بيشتر از عصر رسولخدا ص تدوين شده‏اند، هر چند که مفسر نامبرده اين اشکال را منحصرا به کتب شيعه وارد دانسته، ولى تمامى کتب عامه نيز اينطور بوده‏اند، اگر در روايات شيعه دسيسه شده باشد.در روايات عامه نيز شده است و اما کتب تاريخ علاوه بر اينکه متعرض اين جزئيات نشده احتمال دسيسه در آنها بيشتر است، و اگر بيشتر هم نباشد حداقل مانند کتب حديث در معرض آن بوده است.

و اما کتاب خدا که براى هر اهل فنى روشن است که دلالت آيات آن بر مساله بعثت قاصرتر از دلالت روايات است، بلکه مي‏توان گفت آيات قرآن بر خلاف آنچه مفسر نامبرده در مساله بعثت گفته دلالت دارد، و رسما افسانه و بافته‏هاى او را تکذيب مي‏کند، چون سوره علق بطوريکه اهل حديث گفته‏اند و به شهادت پنج آيه اول آن اولين سوره‏اى بوده که بر رسولخدا

ص نازل شده، و احدى از مفسرين نگفته و حتى احتمالش را هم نداده که تکه تکه نازل شده باشد، و حداقل احتمال مي‏دهيم که يک باره نازل شده باشد، مشتمل بر اين نکته است که رسولخدا ص در انظار مردم نماز مي‏خوانده، و بعضى از مردم او را از اين کار نهى مي‏کردند، و در مجالس قريش از او بدگوئى مي‏کرده‏اند، و اگر قبل از سوره علق قرآن بر آن جناب نازل نشده بود، پس رسول خدا ص چگونه نماز مي‏خوانده، و در نمازش چه مي‏گفته؟سوره علق هم از نماز به غير از امر سجده که دستورى ديگر نداده، پس معلوم مي‏شود آن جناب قبل از سوره علق نمازى داشته و کسانى بوده‏اند که آن جناب را از نماز نهى مي‏کرده‏اند، و از نهى خود دست‏بردار نبوده‏اند، مگر اينکه بگوئى منظور از اين نمازگزار شخصى ديگر غير از رسولخدا ص است، و اين حرف بطلانش روشن است، براى اينکه در آخر سوره به خود آن جناب خطاب نموده مي‏فرمايد: "کلا لا تطعه"آن کسى را که به تو مي‏گويد نماز مخوان اطاعت مکن، بلکه همچنان خدا را سجده کن، و به او نزديک شو.

اينک آياتى از همين سوره که دلالت‏بر بطلان قول مزبور دارد: "ارايت الذى ينهى عبدا اذا صلى ارايت ان کان على الهدي.او امر بالتقوي.ارايت ان کذب و تولي.ا لم يعلم بان الله يري؟.کلا لئن لم ينته لنسفعا بالناصية.ناصية کاذبة خاطئة.فليدع ناديه.سندع الزبانية.

کلا لا تطعه و اسجد و اقترب." (29) پس از اين سوره استفاده مي‏شود که رسولخدا ص قبل از نازل شدن اولين سوره از قرآن هم نماز مي‏خوانده، و خود بر طريق هدايت‏بوده و احيانا ديگران را هم امر به تقوا مي‏کرده، و اين همان نبوت است، ولى رسالت نيست، و بهمين جهت اين وضع آن جناب را انذار نناميده، پس آن جناب قبل از بعثت هم نبى بوده، و نماز مي‏خوانده، با اينکه هنوز قرآن بر او نازل نشده بود، و سوره حمد که جزء نماز است نيامده، و مامور به تبليغ نشده بود.

و اما سوره حمد، مدتها بعد از بعثت نازل شد، و اگر نزولش بلا فاصله بعد از سوره علق بود، و بقول اين مفسر در قلب رسولخدا ص خطور کرده بود جا داشت‏بفرمايد: "قل بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله رب العالمين..."و يا بفرمايد: "بسم الله الرحمن الرحيم قل الحمد لله رب العالمين...".

مترجم: (چون سوره علق به عبارتى آغاز شده که معناي"قل"را مي‏دهد اگر سوره حمد هم بلا فاصله با آن سوره نازل شده بود بايد کلمه"قل"و يا"اقرء"در اول آن قرار مي‏داشت).

و نيز لازم بود که در اين سوره گفتار در جمله"مالک يوم الدين"تمام شود زيرا بقيه سوره از غرض بيگانه است از طرفى ختم شدن سوره در جمله"مالک يوم الدين"از نظر بلاغت قرآن شريف مناسب‏تر و لايق‏تر بود.

بله در سوره حجر که به شهادت مضامين آياتش از سوره‏هاى مکى است و بيانش خواهد آمد فرموده: "و لقد آتيناک سبعا من المثانى و القرآن العظيم" (30) و مراد از کلمه" سبع مثاني"سوره حمد است که در آيه شريفه در مقابل قرآن عظيم قرار گرفته و اين منتها درجه تجليل و تعظيم از سوره حمد است و ليکن با همه اين احوال سوره حمد قرآن ناميده نشده بلکه هفت آيه از آيات قرآن معرفى شده به دليل اينکه آيه: "کتابا متشابها مثاني" (31) همه قرآن مثانى خوانده شده و در آيه سوره حجر سوره حمد هفت عدد از آن مثانى خوانده شده.

و با اين حال از آنجا که سوره حجر مشتمل بر نامى از سوره حمد است معلوم مي‏شود سوره حمد قبل از سوره حجر نازل شده.

و نيز از آنجائى که سوره حجر مشتمل بر آيه"فاصدع بما تؤمروا عرض عن المشرکين انا کفيناک المستهزئين..." (32) مي‏فهميم که رسولخدا ص مدتى دست از انذار کشيده بود و در اين آيه مجددا مامور بدان شده که مي‏فرمايد: "فاصدع"پس از سوره حجر دو چيز استفاده شد يکى ترک انذار و ديگر نزول سوره حمد قبل از آن و شما از کجا ثابت مي‏کنيد که نزول حمد قبل از ترک انذار بوده؟.

و اما سوره مدثر و مطالبى را که مشتمل است چون آيه"قم فانذر"اگر گفته شود همه آن يک باره نازل شده حال آيه: "قم فانذر"حال آيه: "فاصدع بما تؤمر"در سوره حجر است و نيز حال جمله"و اعرض عن المشرکين"در سوره حجر حال جمله"ذرنى و من خلقت وحيدا"در

سوره مدثر است و هر دو مضمونى نزديک به هم دارند، از هر دو فهميده مي‏شود اولا کسانى مزاحم دعوت رسول خدا ص بوده‏اند و در ثانى رسول خدا ص مدتى انذار را تعطيل کرده بود.

و چنانچه سوره مدثر قطعه قطعه نازل شده باز از سياق آن بر مي‏آيد که تنها صدر آن در آغاز رسالت نازل شده و بقيه بعد از تعطيل انذار آمده است.

و ثالثا اينکه مي‏گويد: (رواياتى که مي‏گويد قرآن قبل از بعثت و يکپارچه در شب قدر از لوح محفوظ به بيت المعمور نازل شده و بعد از بعثت‏به تدريج از بيت المعمور بر رسول خدا ص نازل مي‏شده رواياتى است جعلى و خرافى چون مخالف کتاب است و مضمونى مستقيم ندارد، بلکه مراد از لوح محفوظ عالم طبيعت و مراد از بيت المعمور کره زمين است)گفتارى است‏خطا و افتراء و به دليل اينکه اولا: ظاهر هيچ آيه‏اى از آيات قرآن مخالف با اين روايات نيست و بيانش از نظر خواننده گذشت.

و ثانيا: در روايات نامبرده نفرموده‏اند: قرآن قبل از بعثت، يک جا به بيت المعمور نازل شد، و کلمه يک جا را مفسر نامبرده در اثر دقت نکردن در روايات اضافه کرده و ثالثا: تفسير لوح محفوظ به عالم طبيعت تفسيرى است‏بسيار زشت و خنده‏آور، و ما نمي‏دانيم بنا به گفته وى به چه مناسبت عالم طبيعت در کلام خدا لوح محفوظ خوانده شده؟، آيا از اين جهت است که عالم طبيعت از تغير و دگرگونى محفوظ است؟که عالم طبيعت جاى همه دگرگوني‏ها است چون عالم حرکات است و ذوات موجودات سيال و صفاتشان هر لحظه در تغيير است.

و يا از اين جهت لوح محفوظ خوانده شده که تکوينا و يا تشريعا از فساد و تباهى محفوظ است؟که اين نيز خلاف واقع است، براى اينکه عالم طبيعت عالم کون و فساد است. و يا بدين جهت‏بوده که از اطلاع اغيار محفوظ است‏يعنى غير اهل اطلاع کسى از اسرار آن آگاه نيست همچنانکه آيه شريفه: "انه لقرآن کريم فى کتاب مکنون لا يمسه الا المطهرون" (33) خبر مي‏دهد؟که اين نيز صحيح نيست‏براى اينکه ادراک هر صاحب ادراکى نسبت‏به عالم طبيعت‏يکسان است.

و بعد از همه اين اشکالات اشکال مهمى که به وى وارد است اين است که اين مفسر در توجيه نازل شدن قرآن در ماه رمضان هيچ وجه صحيحى که هم در جاى خود صحيح باشد، و هم لفظ آيه آن را بپذيرد، نياورده، چون خلاصه گفتارش اين شد که معناى جمله"انزل فيه القرآن"اين است که"کانما انزل فيه القرآن"يعنى گويا قرآن در ماه رمضان نازل شده و

معناى آيه"انا انزلناه فى ليلة""کانا انزلناه فى ليلة"است، يعنى گويا ما قرآن را در يک شب نازل کرديم، و حال آنکه نه اهل لغت چنين معنائى از چنين عبارتى مي‏فهمد، و نه اهل عرف و آشناى به سياق کلام.

و اگر جايز باشد کسى بگويد نزول قرآن در شب قدر به خاطر نزول سوره حمد است، که مشتمل بر رؤوس مطالب قرآن است، بايد جايز باشد که ديگرى بگويد معناى نزول قرآن نزول همه آن، يعنى اجمال معارف آن است‏بر قلب رسولخدا ص، و هيچ مانعى هم ندارد که کسى اين حرف را بزند و بيانش در سابق گذشت.

البته در گفتار مفسر نامبرده اشکالهاى ديگرى نيز هست، که چون بيرون از غرض ما بود متعرض آنها نشديم.

"هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان"

مورد استعمال کلمه"ناس"

کلمه ناس - که عبارت است از طبقه پائين افراد جامعه که سطح فکرشان نازلترين سطح است، بيشتر در همين طبقه اطلاق مي‏شود چنانکه آيه: "و لکن اکثر الناس لا يعلمون" (34) و آيه: "و تلک الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون" (35) اطلاق گرديده، معلوم مي‏شود ناس معنائى اعم از علما و غير علما دارد.

و اين اکثريت همانهايند که اساس زندگيشان بر تقليد است و خود نيروى تشخيص و تميز در امور معنوى به وسيله دليل و برهان را ندارند، و نمي‏توانند از راه دليل ميان حق و باطل را تشخيص دهند، مگر آنکه کسى ديگر ايشان را هدايت نموده حق را بر ايشان روشن سازد، و قرآن کريم همان روشنگرى است که مي‏تواند براى اين طبقه حق را از باطل جدا کند، و بهترين هدايت است.

اما خواصى از مردم که در ناحيه علم و عمل تکامل يافته‏اند، و استعداد اقتباس از انوار هدايت الهيه و اعتماد به فرقان ميان حق و باطل را دارند، قرآن کريم براى آنان بينات و شواهدى از هدايت است، و نيز براى آنان جنبه فرقان را دارد، چون اين طبقه را به سوى حق هدايت نموده، حق را برايشان مشخص مي‏کند، و روشن مي‏کند که چگونه بايد ميان حق و باطل فرق گذاشت، همچنانکه فرمود: "يهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام، و يخرجهم من الظلمات الى النور باذنه و يهديهم الى صراط مستقيم". (36)

از اينجا علت اينکه چرا ميان"هدي"و ميان"بينات من الهدي"مقابله انداخت؟روشن مي‏گردد، چون مقابله ميان آن دو مقابله ميان عام و خاص است، قرآن براى بعضى افراد هدايت، و براى بعضى ديگر بيناتى از هدايت است.

"فمن شهد منکم الشهر فليصمه"

کلمه"شهادت"به معناى حاضر بودن در جريان، و اطلاع يافتن از آن است، (وقتى مي‏گوئيم من در وقوع فلان امر شاهد بودم، يعنى حاضر بودم، و در نتيجه حضورم از جريان اطلاع يافتم)، و شاهد ماه رمضان بودن، به اين معنا است که انسان همچنان زنده و هوشيار بماند، تا ماه رمضان فرا رسد، و آدمى از فرا رسيدنش آگاه شود، و اين شهادت هم نسبت‏به تمامى ماه صادق است، و هم نسبت‏به بعضى از آن، (مانند اينکه آدمى در اوائل ماه، مسافر باشد و در اواخر آن حاضر شود)و اما اينکه مراد از شهود شهر اين باشد که انسان شاهد رؤيت هلال رمضان باشد در حالى که مسافر هم نباشد، صحيح نيست چون دليلى در لفظ آيه بر آن نيست، بله از راه ملازمه آنهم در بعضى از اوقات و به کمک قرائن مي‏توان چنين معنائى را بر آيه تحميل کرد، و ليکن در آيه هيچ قرينه‏اى بر اين معنا وجود ندارد.

سيد محمدحسين طباطبايى

پي‏نوشت‏ها:

1)ما آن را(قرآن را)کتابى خواندنى و عربى کرديم باشد که شما درکش کنيد."سوره زخرف آيه 3"

2)و قرآنى که آن را قسمت قسمت کرديم تا کم کم بر مردمش، بخوانى و به تدريج نازلش کرديم."سوره اسراء آيه 106"

3)خدا سخن آن کس که در باره همسرش با تو مجادله مي‏کرد و به خدا شکوه مي‏کرد شنيد، و خدا همه گفتگوى شما را مي‏شنود."سوره مجادله آيه 1"

4)و چون تجارت يا لهوى مي‏بينند تو را در وسط سخن در حالى که ايستاده‏اى رها مي‏کنند."سوره جمعه آيه 11"

5)مردانى که عهد خود را که با خدا بسته‏اند وفا مي‏کنند، بعضى از ايشان عمرشان سرآمده، و بعضى ديگر منتظر سرآمدن عمرند، و کمترين گوشه‏اى از عهد خود را دگرگون نمي‏سازند."سوره احزاب آيه 23"

6)سوگند به کتاب روشنگر که ما آن را در شبى با برکت نازل کرديم، که ما همواره کار بيم رسانى را داشته‏ايم."سوره دخان آيه 3"

7)ما آن را در شب قدر نازل کرديم."سوره قدر آيه 1"

8)سوره بقره آيه 185

9)سوره دخان آيه 3

10)سوره قدر آيه 1

11)مثل آبى که ما آن را از بالا نازل کرده‏ايم."سوره يونس آيه 24"

12)کتابى که ما نازلش کرديم بر تو کتابى پر برکت تا در آياتش تدبر کنند."سوره ص آيه 29"

13)کتابى است که قبلا نزد حکيم خبير، فشرده بود، و سپس آياتش از هم جدا شد."سوره هود آيه 1"

14)محققا براى آنها کتابى آورده‏ايم که از روى علم تفصيل داديم کتابى که هدايت و رحمت است‏براى قومى که ايمان آورند آيا جز تاويل آن را منتظرند روزى که تاويلش بيايد آنها که از پيش آن را فراموش کرده‏اند اقرار مي‏کنند که رسولان پروردگار ما به حق آمده و حق گفتند."سوره اعراف آيه 52 - 53"

15)اين کتابى نيست که بتوان به خدا افتراء زد، ليکن مصدق کتب آسمانى عصر خودش و تفصيل همان کتابها است کتابى است‏بدون شک از ناحيه رب العالمين(تا آنجا که مي‏فرمايد): بلکه اينان چيزى را تکذيب مي‏کنند که احاطه علمى بدان ندارند، و هنوز تاويلش نيامده."سوره يونس آيه 39 - 37"

16)حم سوگند به کتاب روشنگر که ما آن را کتابى خواندنى و عربى کرديم، تا شايد شما تعقل کنيد، و گرنه آن کتاب در کتابى اصلى بود، که نزد ما مقامى بلند و فرزانه دارد."سوره زخرف آيه 1 - 4"

17)سوگند به جايگاههاى ستارگان نخورم، و آن اگر بدانيد سوگندى بزرگ است محققا قرآنى است ارجمند در نامه‏اى نهفته، جز پاک شدگان به آن دسترسى نيابند نازل کردنى از پروردگار جهانيان است."سوره واقعه آيه 80"

18)آن قرآنى مجيد است که در لوح محفوظ قرار دارد."سوره بروج آيه 22"

19)بلکه آن قرآنى است ارجمند در لوحى محفوظ."سوره بروج آيه 22"

20)ماه رمضان که در آن قرآن را نازل کرديم."سوره بقره آيه 185"

21)ما نازل کرديم قرآن را در شب قدر."سوره قدر آيه 1"

22)ما نازل کرديم قرآن را در شبى مبارک."سوره دخان آيه 2"

23)در قرآن قبل از تمام شدن وحيش عجله مکن."سوره طه آيه 114"

24)زبان خود را بدان حرکت مده، که به آن عجله کرده باشى، چونکه جمع آن و نيز خواندش به عهده ما است، پس همينکه آنرا خوانديم خواندنش را پيروى کن، و سپس به عهده ما است که آنرا بيان کنيم."سوره قيامت آيات 15 - 19"

25)سوره آل عمران آيه 7

26)ما نازل کرديم قرآن را در شبى مبارک و ما هستيم بيم دهندگان."سوره دخان آيه 2"

27)سوره علق آيه 1

28)اى جامه بخود پيچيده برخيز و بترسان."سوره مدثر آيه 2 - 1"

29)آيا ديدى آن کسى را که بنده‏اى را از اينکه نماز بخواند نهى مي‏کرد، تو اى نهى کننده هيچ مي‏دانى که اگر آن بنده بر راه راست‏باشد، و يا به پرهيزکارى دستور دهد، ديگر جا ندارد که تو او را از نمازش نهى کنى، اى پيامبر تو بگو آيا مي‏دانى آن نهى کننده را که اگر تو را تکذيب کند، و از تو روى بگرداند چه کيفرى خواهد داشت؟ راستى آيا او نمي‏داند که خدا رفتار او را مي‏بيند، و از قصد او اطلاع دارد؟بداند که جريان به اين سادگي‏ها نيست اگر از آزار پيامبر دست‏برندارد موى پيشانى او را که موى پيشانى مردى دروغگو و خطاکار است‏خواهيم گرفت، پس بايد اهل مجلس و قبيله و عشيره خود را بخواند، تا او را يارى دهند ما هم به زودى زبانه دوزخ را عليه او خواهيم خواند، تا او را فراگيرد.نه چنان است فرمان او مبر و نماز را ترک مکن همچنان سجده کن و نزديک شو."سوره علق آيه 19"

30)و همانا تو را هفت آيه و اين قرآن بزرگ را داديم."سوره حجر آيه 87"

31)سوره زمر آيه 23

32)آنچه را دستور داده‏اى آشکار کن و از مشرکان روى گردان."سوره حجر آيه 95"

33)سوره واقعه آيه 79.

34)ولى بيشتر مردم نمي‏دانند."سوره روم آيه 30"

35)و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم و ليکن به جز دانايان آن را نمي‏فهمند." سوره عنکبوت آيه 43"

36)خداوند به وسيله قرآن کسانى را که پيرو خوشنودى اويند به سوى راههاى سلامت هدايت نموده از ظلمت‏ها به سوى نور بيرون مي‏کند با اذن خودش و به سوى صراط مستقيمشان راه مي‏نماياند."سوره مائده آيه 16"

منابع: ترجمه الميزان ج 2


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در جمعه 15 شهریور1387 و ساعت 23:45       

  رمضان، ماه خودسازى

خودسازى از خودشناسى آغاز مي‏شود. نخست بايد خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت؛ چرا كه با خودشناسى، خداشناسى تحقّق مي‏يابد و اگر خدا را شناختيم، خود را ساخته‏ايم.

در آغاز بايد ديد چرا پديد آمده‏ايم؟ و هدف از پيدايش و خلقت ما چيست؟ خداوند در قرآن كريم تصريح كرده‏است كه: "و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون؛ من جن و انس را نيافريدم، جز براى اين كه عبادت كنند".

در تفاسير زيادى "ليعبدون" به معناى "ليعرفون" آمده‏است؛ يعنى هدف از خلقت شناخت است و گرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نيايش كردن نيست. نماز و روزه و ...، شعبه‏اى از عبادت است كه شايد از عبادت اجتماعى اهميتش كم‏تر باشد، زيرا در آن جا انسان فقط به خود مي‏انديشد، و عبادت در معناى گسترده‏تر با ديگران و به ديگران انديشيدن است.

عبادت، دردشناسى و دردزدايى است. عبادت، در جمع زيستن و براى جمع زيستن است.

اين كه عبادت بيش‏تر به صورت جمعى مطرح مي‏شود و بر مسجد و جمعه و جماعت تأكيد مي‏شود، براى اين است كه شناخت انسان به خويش منحصر نشود و به ديگران نيز سرايت كند. ما آفريده نشده‏ايم كه تنها گليم خود را از آب بيرون بكشيم بلكه بايد در متن قرار بگيريم نه در حاشيه. در جمع زندگى كنيم نه در دير. به فكر چاره‏جويى از ديگران باشيم نه تنها چاره‏جويى از خويشتن.

به هرحال، بحث ما درباره شناخت نيست كه بحثى است طولانى و از آن مي‏گذريم. اما آن‏چه گفتنى است، اين است كه انسان چگونه بايد خود را بسازد و چگونه بايد خود را آماده كند تا انسانى الهى گردد؛ تا قابليت خليفة اللّه شدن پيدا كند.

خودسازى به اين است كه منش خود را به گونه‏اى تغيير دهيم كه پروردگار مي‏خواهد، و به عبارت ديگر: اگر هم طبيعت ما مايل به تكبر و خودخواهى است، بايد نفس خويشتن را چنان رياضت دهيم كه از فراز كبر و نخوت فرودآيد و به تواضع و فروتنى گرايد.

اگر طبيعت ما، به بخل تمايل بيش‏ترى دارد، چون اين صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پيامبران و اوليا و خردمندان مي‏باشد، پس بايد از آن دست برداشت و سخاوت‏مند شد. خلاصه بايد صفات سلبيه (منفي) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتيه را چون جامه‏اى تميز و زيبا در بر كرد.

بايد قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشايند و مكروه است، پاك كرد و بايد تمام اعضا و جوارح را در راه رضايش به كار گرفت.

خويشتن را بايد با حلم و بردبارى عادت داد كه درجه و مقام آدمى را والا كند و در ميان مردم مايه شرف و عزت باشد و با نيكان و بزرگان هم صحبت شود و از هرچه مايه پستى و تن‏پرورى و تنبلى است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدايش نزديك و مقرب مي‏كند، به آن سوى سوق دهد و عاقبت خير و نيك فرجامى، ثمره و نتيجه‏اش باشد.

بايد به عفّت و پاكدامنى روى آورد و از آن‏چه مايه نفرت و خجلت باشد و شخصيت انسان را لكّه‏دار و ننگ بار سازد، دورى جست.

بايد صبر را پيشه خود ساخت تا به يقين و رضا برسد و تسليم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنت‏ها و رنج‏ها و سختي‏ها و تنگدستي‏ها و رويدادهاى تلخ روزگار، او را از پاى درنياورد.

بايد به سوى تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكيه بر دو بال تقوا و عمل، به اوج عزّت و عظمت و خداخواهى رسيد.

بايد در مقابل لذّات زودگذر دنيايى به سلاح تقوا، ورع، پارسايى و زهد مسلح شد تا رستگار شويم و به بهشت رضوان نايل آييم كه: "و رضوانٌ من الله اكبر".

بايد آن چنان بر خويشتن مسلّط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود ديگران و نه فحش و ناسزاى آنها در روحيه فولادين و باصلابتش تأثير گذارد.

بايد خود نگهدار بود از آن‏چه نارضايتى حق در بردارد، نه آن‏چه خويشتن بخواهد يا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نيست كه مطرح باشد.

بايد از شرّ و بدى و رذايل اخلاقى و عادت‏هاى ناپسند و منش‏هاى زشت و كارهاى قبيح، دور شد چنان‏كه به خيرخواهى و راست‏گويى و امانت و فضيلت و اخلاق نيكو و خصال پسنديده، متخلّق شد.

بايد به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه ديرهم نيست آماده شد و براى جهان جاويدان و ابدى، توشه برداشت.

بايد با استقامت و پايدارى، نه از حوادث و رويدادهاى تلخ ترسيد و نه از ملامت ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد، بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پيوسته از او خواست كه توفيق هدايت در صراط مستقيمش به وى بخشد: "إهدنا الصّراط المستقيم".

بايد محبّت، دوستى، همكارى، غم‏خوارى، ايثار، گذشت، بخشش و نرمش را جاي‏گزين نفرت، خشم، كينه، خودپسندى، خودمحورى، آز و تندخويى نمود.

بايد از زندگى ديگران عبرت گرفت، نه خود عبرت ديگران شد.

و ده‏ها بايد و نبايد در اين جا خودنمايى مي‏كند كه اگر انسان به فطرت و سرشت

خويش بنگرد، به آنها پى خواهدبرد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خويشتن كند و فطرت خفته‏اش را بيدار سازد و از راه تفكر و انديشيدن ـ كه برترين عبادت است ـ او را به خودسازى وادارد.

برادران ! خواهران !

ماه خدا فرا رسيده است؛ جا دارد كه بيش‏ترين استفاده را از آن بنماييم. نگذاريد ساعتى، بلكه لحظه‏اى از اين ماه مبارك به هدر رود. در اين ماه سرنوشت يك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعيين مي‏شود. هشيار باشيم، مبادا ساعتى بي‏انگيزه، بي‏توجّه و بي‏هدف بگذرد و از عيدى و جايزه الهى در روز عيد فطرـ خداى نخواسته‏ـ بي‏بهره و محروم بمانيم كه هيچ زيانى از آن سخت‏تر و زيان‏بارتر نيست!

در روايت آمده است كه رسول خداـ صلي‏اللّه عليه و آله و سلم‏ـ قبل از ماه رمضان خطبه‏اى خواند و در آن خطبه فرمود:

"اى مردم! جبرئيل به ديدار من آمد و گفت: يا محمد! هركه نام تو را بشنود و بر تو صلوات نفرستد، از رحمت خدا دور باشد. يا محمد! هر كه ماه رمضان را دريابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگيرد و از دنيا برود، خداوند او را از رحمتش دور خواهد كرد. اى پيامبر آمين بگو. من هم آمين گفتم".1

در اين ماه خودسازى درهاى بهشت بر روى مؤمنان گشوده مي‏شود و درهاى جهنم بسته مي‏شود، نبايد كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت بر رويمان بسته و درهاى دوزخ گشوده شود.

در اين ماه پربركت ـ چنان كه از روايات استفاده مى شود ـ بهشت را زينت مي‏دهند و پاداش كارهاى خير و عبادت ها و راز و نيازها دوبرابر مي‏گردد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم فرمودند:

"شهر رمضان شهراللّه عزو جل و هو شهر يضاعف اللّه فيه الحسنات و يمحو فيه السيئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالإنابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة، و هو شهرالعتق من النّار و الفوز بالجنّة.

ألا فاجتنبوا فيه كلّ حرام و اكثروا فيه من تلاوة القرآن و سلوا فيه حوائجكم و اشتغلوا فيه بذكر ربّكم و لا يكوننّ شهر رمضان عندكم كغيره من الشهور فان له عنداللّه حرمة و فضلاً على سائر الشهور، و لايكوننّ شهر رمضان، يوم صومكم كيوم فطركم".2

ماه رمضان، ماه خداى عز و جل است كه در آن پاداش كارهاى نيك دوبرابر مي‏شود و گناهان زدوده مي‏شود.

ماه رمضان، ماه بركت و افزايش است.

ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.

ماه رمضان، ماه توبه است.

ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.

ماه رمضان، ماه آزادى و رهايى از جهنم و دست‏يابى به بهشت است.

پس اى مردم! در ماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنيد و در آن بسيار قرآن بخوانيد و تمام اوقاتش را به ياد و ذكر پروردگارتان مشغول شويد. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند ديگر ماه‏ها باشد، چرا كه بر ديگر ماه‏ها حرمت و برترى دارد.

حضرت اميرالموًمنين ـ عليه‏السلام ـ مي‏فرمايد:

"عليكم فى شهر رمضان بكثرة الإستغفار والدّعاء، فأما الدّعاء فيدفع البلاء عنكم و اما الإستغفار فتُمحى به ذنوبكم؛3

بر شما باد، در ماه رمضان، به بسيار دعاكردن و استغفارنمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مي‏سازد و استغفار، گناهانتان را مي‏زدايد".

به‏هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كم‏ترين خودسازى به اين است كه انسان خودى را براى خويشتن نشناسد و خدا را مالك خود بداند كه اگر چنين بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبوديت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدايى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جداشدن از تعلّقات و هواهاى نفسانى، منشأ تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى توانست خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زودگذر دنيا بي‏اعتنا باشد، بي‏گمان به خدا توجه خواهدكرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و اين بالاترين پيروزى و سرفرازى انسان است. خدا مي‏داند تمام مفاسد جهان و ظلم‏ها و تعدّي‏ها و تجاوزها و گردن كشي‏ها در اثر خودبينى و هواپرستى است، لذا در قرآن كريم همواره تزكيه و تربيت مقدّم بر تعليم وآموزش ذكرشده‏است و خودسازي؛ يعنى تزكيه نفس و ماه‏رمضان به حق ماه تزكيه و تطهير نفس است.

پس بياييد باهم در اين ماه بزرگ آهنگ تقرب به خدا را بجوييم تا در درگاهش ره يابيم و در روز رستاخيز سفيد روى گرديم.

در پايان فرازى زيبا از نيايش‏هاى امام سجاد سلام‏اللّه عليه‏ را يادآور مي‏شويم، باشد كه صحيفه سجاديه همواره الگوى ما در زندگى باشد:

"أللهمّ و أنت جعلت من صفايا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الّذى اختصصته من سائر الشهور و تخيرته من جميع الأزمنة و الدّهور، و آثرته على كلّ أوقات السنة بما أنزلت فيه من القرآن والنور و ضاعفت فيه من الايمان، و فرضت فيه من الصّيام، و رغّبت فيه من القيام، و أجللت فيه من ليلة القدر التى هى خير من ألف شهر، ثمّ آثرتنا به على سائر الأمم واصطفيتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بأمرك نهاره، و قمنا بعونك ليله، متعرضين بصيامه و قيامه لما عرضتنا له من رحمتك و نسبتنا اليه من مثوبتك و أنت الملى بما رغب فيه اليك، الجواد بما سئلت من فضلك القريب الى من حاول قربك؛4

خداوندا! از كارهاى برگزيده و واجبات ويژه، ماه رمضان را قرار دادي؛ ماهى كه آن را از ميان ديگر ماه‏ها برگزيدى، و از ميان تمام زمان‏ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جميع اوقات سال برتريش بخشيدى و انتخاب آن به دليل قرآن و نورى است كه در آن ماه فرو فرستادى، و ايمان را در آن دو برابر ساختى و روزه‏اش را واجب و شب زنده‏دارى را براى عبادت در آن ترغيب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت بخشيدى و گرامى داشتى، سپس ما را به وسيله آن ماه بر تمام امتها برگزيدى و به سبب فضيلتش ما را ـ نه ديگر پيروان اديان راـ برترى بخشيدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مي‏داريم و به يارى تو شبش را به عبادت مي‏پردازيم، در حالى كه با صيام و قيامش، خويش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرارداده‏اى، مي‏سازيم، و آن را سبب دريافت پاداش تو مي‏سازيم و تو برآن چه از درگاهت درخواست شود، توانايى و به آن چه كه از فضل و احسانت مسألت گردد بخشاينده‏اى و به كسى كه آهنگ تقرّب به تو جويد نزديكي".

آخرين سخن اين كه رسيدن اين ماه سراسر خير و بركت را به محضر مبارك ولى الله الاعظم روحى و أرواح العالمين لتراب مقدمه الفداء، و محضر مقام معظّم رهبرى و علماى بزرگ و تمام اقشار ملت شريف و سرفراز ايران اسلامى و عموم شيعيان جهان تبريك و تهنيت مي‏گوئيم و اميدواريم خداوند ما را توفيق عبادت خصوصا در اين ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد.

محمدجواد مُهرى

پاورقيها:

1 ) المقنعه، ص 308

2 ) فضائل الاشهر الثلاثة، ص95

3 ) وسائل الشيعة، ج7، ص220

4 ) دعاى 45، صحيفه سجاديه


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در جمعه 15 شهریور1387 و ساعت 23:43       

  روزه در عصر اضطراب

مقدمه

يكى از تعاليم بسيار شگفت‏انگيز اسلام كه جنبه‏هاى گوناگون آثار و بركات آن به تدريج براى بشر آشكار مى‏شود، وجوب يك‏ماهه «روزه» با آداب و شرايط خاص است كه هر ساله مسلمانان از فوايد جسمى، روحى و روانى، و اجتماعى آن بهره مند مى‏شوند.

در آيات و روايات و متون اسلامى به برخى از آثار روزه، تحت عنوان علت يا حكمت وجوب روزه اشاره شده است. در اينجا پس از نقل چند روايت مشهور كه به تأثير روزه درسلامت روانى انسان اشاره دارد، به معرفى سه عامل عمده ناراحتى‏هاى روانى شايع در جامعه امروز ( اضطراب، وسواس، و افسردگى)، و بيان چگونگى تأثير روزه در درمان يا پيش‏گيرى از موارد مذكور مى‏پردازيم.

روايات

1. اگر دوست دارى كه نا آرامى سينه‏ات كاهش يابد، ماه رمضان و سه روز از هر ماه را روزه بگير.(1)

2. روزه ماه رمضان و سه روز روزه در هر ماه، ناآرامى سينه را از بين مى‏برد.(2)

3. روزه سه روز درهر ماه، پنج شنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط ماه و روزه ماه شعبان، وسوسه سينه و پريشانى‏هاى دل را مى‏برد.(3)

مسئله اضطراب

از نگاه روانشناسان، اضطراب در حد معقول و عادى آن كه در همه افراد وجود دارد، نه تنها مضرّ نيست، بلكه مى‏تواند موجب احساس مسئوليت، جدّى بودن در كار، بروز مكانيزم‏هاى سازش روانى و خلاقيت گردد.(4) آنچه معمولاً از شنيدن واژه اضطراب به ذهن مى‏آيد، نوع بيمارى اضطراب است كه بيش از حد و مداوم است و با از بين بردن امكانات روانى فرد، موجب ناكامى و درماندگى وى و ايجاد اختلال‏هاى گوناگون مى‏شود. مهم‏ترين عاملى كه براساس نظريه تحليل روانى، علت همه بيمارى‏هاى روانى محسوب مى‏شود، همين اضطراب است.

برخى، قرن گذشته را قرن اضطراب و تنيدگى ناميده‏اند.(5) امّا در قرن بيست و يكم نيز همچنان توجه به معنويات جاى خود را به رقابت‏هاى افراطى و جلوه‏هاى خيره كننده زندگى‏صنعتى داده و اضطراب بشر كنونى را عميق‏تر ساخته است؛ تغييرات سريع اجتماعى، از دست دادن ارزش‏ها و اعتقادات سنتى، و از همه مهم‏تر سست شدن اعتقادات و نداشتن دين و ايمان تسلى بخش كه همگى مى‏تواند پشتيبان و حامى بشر در برابر مسائل و مشكلات باشد، اضطراب و ناراحتى بشر را افزايش داده است.(6)

روزه و كاهش اضطراب

افراد متديّن، به شهادت آزمون‏هاى تجربى(7) و تجارب فردى، فشارهاى روانى و اضطراب هاى كمترى را در زندگى تحمل مى‏كنند؛ دينداران هم به لحاظ نوع نگرش منسجم و عاقبت نگرانه‏اى كه نسبت به زندگى و مرگ دارند، و هم به دليل آنكه از حمايت اجتماعى و روانى صميمانه‏ترى در جامعه مذهبى خود برخوردار مى‏شوند، توانايى روانى بيشترى در مقابله با ناگوارى‏ها و مشكلات زندگى از خود نشان مى‏دهند.

نقش اميد به آينده و اعتقاد به عادلانه وهدفمند بودن نظام خلقت، در جلوگيرى از بسيارى بدبينى‏ها و نااميدى‏هاى شديد كه گريبانگير افراد و جوامع غير دينى است، انكار ناپذير است. مفاهيم و آموزه‏هاى دينى، همچون توكل، تقدير الهى و... فرد ديندار را در دو راهى‏ها و تصميم‏گيرى‏هاى مشكل، از استرس‏ها و اضطراب‏هاى بيمارى‏زا دور نگه مى‏دارد.

علاوه بر اين، تأثير هر يك از اعمال عبادى از قبيل نماز، روزه، حج و... در تقويت اراده و بالا بردن سطح اعتماد به نفس، و در نتيجه حفظ آرامش و سلامت روانى فرد و جامعه قابل توجّه است. امّا اينكه چگونه روزه به صورت خاص، در كاهش اضطراب و ناراحتى‏هاى درونى فرد تأثير گذار است، به تحقيقات مستقل نياز دارد.

وسواس چيست؟

يكى از بيمارى‏هاى رايج كه در ادبيات روانشناسى امروز، از اختلالات اضطرابى به شمار مى‏آيد، وسواس فكرى و عملى است، وسواس‏هاى فكرى شامل انديشه‏ها، تكانه‏ها، و عقايد ناخواسته و مداومى هستند كه شخص احساس مى‏كند، نمى‏تواند از آنها دورى كند، اما وسواس‏هاى عملى رفتارهاى آشكارا نامعقولى را در بر مى‏گيرد كه به صورتى ثابت و تكرارى‏انجام مى‏شوند.(8) در مواردى كه فرد تشخيص مى‏دهد وسواس‏هاى فكرى و عملى غير منطقى هستند، ممكن است تمايل يا كوشش براى مقاومت در برابر آنها داشته باشد، ]امّا [هنگام تلاش براى پيشگيرى از يك وسواس عملى، فرد ممكن است احساس اضطراب يا تنش شديد داشته باشد كه غالباً با تسليم در برابر وسواس عملى از آن رها مى‏شود.(9)

روزه و درمان وسواس

براى درمان وسواس‏هاى فكرى و عملى، شيوه‏هاى متعددى چون دارو درمانى (كه تنها مى‏تواند به طور موقت و براى‏زمينه‏سازى درمان اصلى مورد استفاده قرار گيرد)، روان درمانى‏هاى شناختى، روان تحليلى و... ارائه شده است. در اينجا مى‏توان تأثير روزه در مقابله با بروز يا پيشرفت وسواس را از دو جهت مورد ملاحظه قرار داد:

1. كاهش اضطراب:

بسيارى از وسواس‏ها در نتيجه استقرار اضطرابى مزمن در روان فرد پديد مى‏آيد و تشديد مى‏شود؛ حال با توجه به نقش ديندارى و به خصوص اعمال عبادى در كاهش اضطراب‏ها ـ چنان كه ذكر شد ـ مى‏توان از روزه‏دارىِ، اين انتظار را داشت كه تأثير مثبتى بر كاهش يا پيش‏گيرى از وسواس‏ها داشته باشد؛ البته كشف تجربى تأثير روزه‏دارى بر كاهش وسواس، به تحقيق آزمايشى مستقل نياز دارد.

2. تقويت اراده

همان‏طور كه در توضيخ اختلال وسواس گفته شد، يكى از عوامل اصلى در تداوم عمل وسواسى، ناتوانى فرد در مقابله و مقاومت در برابر اضطراب ناشى از ترك عمل وسواسى خويش است؛ به گونه‏اى كه فرد تصور مى‏كند، هيچ گاه نمى‏تواند آن را ترك نمايد؛ بنابراين، به هر طريق كه ممكن است قدرت اراده و اعتمادبه‏نفس شخص را تقويت نمود، مى‏توان به درمان واقعى و اساسى وسواس كمك نمود.

در فرهنگ‏هاى مختلف، عناصرى وجود دارد كه مى‏تواند با فراهم آوردن زمينه‏هاى مناسب، به شكوفايى و تقويت نيروى‏اراده كمك كند، يا با از بين بردن زمينه‏هاى مناسب و ايجاد شرايط محيطى نامناسب، رشد و شكوفايى آن را به تأخير بيندازد. اين عناصر فرهنگى به شكل برنامه‏هاى تربيتى، دستورالعمل‏هاى اخلاقى و حقوقى، و آداب و رسوم اجتماعى، در جوامع مختلف به صورت هاى گوناگون ظهور مى‏يابد.

فرهنگ اسلام مشحون از مباحث نظرى و برنامه‏هاى تربيتى و اخلاقى است كه بر محور اختيار و اراده انسان استوار است؛ به علاوه بعضى فرايض مذهبى چون روزه كه ماهيت آنها خوددارى از ارضاى فورى برخى تمايلات و نيازهاى سطح پايين است، به تقويت اين نيرو كمك مى‏رساند.(10) روزه‏دارى را مى‏توان به عنوان يك روش روان درمانى از نوع رفتار درمانى‏قلمداد كرد كه براى تقويت اراده و ايجاد تغيير در رفتارها، روش تمرين عملى روزانه در طى يك برنامه مستمر يك ماهه را بكار گرفته است.(11)

افسردگى‏ها

اختلالات افسردگى از جمله شايع‏ترين اختلالات روانى است كه در بيماران به صورت‏هاى مختلف با شدّت و ضعف وجود دارد؛ اختلالات مهم افسردگى را مى‏توان به دو نوع زير تقسيم نمود:

1. افسردگى شديد؛ افرادى كه دستخوش يك يا چند حمله افسردگى عميق، بدون وجود حمله‏هاى مانى مى‏شوند، تحت عنوان افسردگى شديد معرفى شده‏اند. به نحوى كه تخمين زده شده است، درصد بالايى از بيماران روانى بسترى نشده در بيمارستان را بيماران افسرده ]شديد [تشكيل مى‏دهند.(12) از مهم‏ترين نشانه‏هاى افسردگى شديد، به بى‏خوابى‏شديد، كاهش سطح انگيزه و انرژى ، احساس بى‏ارزشى، مشكل در تفكر و تمركز، احساس مداوم اندوه و نااميدى و... است.

2. افسردگى دو قطبى: اختلال افسردگى دو قطبى بر اساس نامى كه براى آن انتخاب شده است، هم شامل حمله "مانى" و هم حملات افسردگى است. حمله مانى نوعى تغيير خلق ناگهانى است؛ به طورى كه فرد مبتلا، ناگهان شادى بى‏حد و حصرى‏نسبت به آنچه انجام مى‏دهد يا در فكر انجام دادن آن است، احساس مى‏كند. اين شادى افراطى معمولاً با تحريك‏پذيرى شديد همراه است و غالباً با پرگويى، بيش فعالى، پرش انديشه، بى‏خوابى، حواس پرتى و رفتار بى‏ملاحظه و بى‏پروا همراه مى‏شود.

روزه و مداواى افسردگى

قرائن و شواهدى وجود دارد كه نشان مى‏دهد، روزه‏دارى در تسريع امر بهبود بيماران مبتلا به اختلال افسردگى‏اساسى، نقش كليدى دارد.(13) دكتر ايوب مالك در كتاب روزه دارى اسلامى و مسائل روانپزشكى، دو ويژگى درمانى كه در روزه دارى مسلمان‏ها وجود دارد و مى‏تواند به بهبود بيماران افسردگى كمك نمايد، اين‏گونه معرفى كرده است:

1. تغيير برنامه خواب بيدارى

« گزارش شده كه جلو كشيدن زمان خواب بيمار به مدت 3 تا 5 ساعت در طى 2 تا 4 روز، مى‏تواند آثار ضد افسردگى ايجاد كند. ... بيدار شدن براى سحرى و انجام فرائض عبادى در سحرگاهان در روزه‏دارى اسلامى، مى‏تواند بر مبناى تغيير برنامه خواب در طول يك ماه، تأثيرات ضد افسردگى خود را اعمال نمايد كه اگر تا مدتى دوام يابد، و در صورتى كه با ساير توصيه‏هاى‏اسلام در زمينه خواب و بيدارى در طول ماه‏هاى ديگر سال توأم شود، موجب استمرار آثار حاصل شده مى‏گردد؛ ... به ويژه وقتى كه به عنوان يك عامل كمكى، با دارو درمانى، مورد استفاده قرار گيرد.»(14)

2. مسأله محروميت از خواب:

«امروزه يكى از روش‏هاى درمانى در بيماران افسرده، محروميت از خواب است، كه مى‏تواند به دو شكلِ محروميت كامل از خواب و محروميت از خواب رِمْ REM)) صورت گيرد؛ بيش از 61 گزارش (با بررسى 1700 بيمار) ثابت كرده است كه محروميت كامل يا نسبى از خواب، منجر به بهبود قابل ملاحظه‏اى در 30 تا 50 درصد بيماران افسرده شديد مى‏گردد؛ اگرچه تأثيرات حاصله ممكن است موقتى باشد.»(15) «بيدارى سحرگاهان در روزه‏دارى براى سحرى خوردن و انجام فرائض عبادى‏كه ساعاتى را به خود اختصاص مى‏دهد، در اصل نوعى محروميت از خواب رِمْ به شمار مى‏آيد، كه ادامه آن در طول يك ماه، مى‏تواند تأثيرات بارز ضد افسردگى داشته باشد».(16)

عليرضا شيخ‏ شعاعى

پى نوشتها :

1. " قال الرَّسول (ص): مَن سَرَّهُ أن يَذهَبَ كثيرٌ مِنْ وَحَرِ صَدرِهِ فليَصُمْ شَهْرَ الصَّبرِ وَ ثلاثة أيَّام مِنْ كُلِِّ شَهْرٍ "(المحمدى‏الرى شهرى، محمد؛ ميزان‏الحكمه، مركز النشر مكتب الاعلام الاسلامى، قم، 1371، ج4، حديث10670).

2. " قالَ الرَّسولُ (ص): صَوْمُ شَهْرِ الصَّبرِ وَ ثلاثة أيَّام مِن كُلِّ شَهر، يُذهِبْنَ وَحَرَ الصَّدر " (ميزان‏الحكمه، ج4، حديث10671).

3. " قالَ أميرُالمُوءمِنينَ (ع): صَوْمُ ثلاثة أيَّام فِى كُلِِّ شَهْر وَ صَْومُ شَعْبانَ يَذهَبُ بِوَسواسِ الصَّدر وَ بَلابِلِِ القلبِ "(الحرانى، ابو محمد حسن بن على بن الحسين بن شعبه؛ تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه محمد باقر كمره‏اى، انتشارات كتابچى، تهران 1378، ص96).

4. دادستان، پريرخ؛ روانشناسى مرضى تحوّلى، سازمان مطالعه و تدوين علوم انسانى دانشگاهها (سمت)، تهران، چاپ چهارم، 1380، ص60.

5. آقا يوسفى، عليرضا؛ روان درمانگريها، انتشارات شهريار، قم، 1378، ص 203.

6. آزاد، همان، ص32.

7. مرور مقالاتى كه در طول ده سال بين سالهاى 1989 1978 در زمينه ارتباط ايمان و تعهد مذهبى با سلامت روانى منتشر گرديده، در اكثريت موارد رابطه مثبتى را نشان داده است. به ويژه در افرادى كه صرفاً به وابستگى صورى و ظاهرى به مذهب اكتفا ننموده‏اند و جلوه‏هاى ويژه رفتارى مذهب در زندگى‏شان آشكار بوده است. (مالك، ايوب؛ روزه دارى اسلامى و مسائل روانپزشكى، موءسسه فرهنگى انتشاراتى فن و هنر، چاپ اول، تهران، 1380، ص 35).

8. همان، ص161.

9. متن تجديد نظر شده راهنماى تشخيص و آمارى اختلالهاى روانى، ترجمه محمدرضا نيكخو و هاماياك آواديس يانس، انتشارات سخن، تهران، 1381، صص 687 و 688.

10. مصباح، على، و ديگران؛ روانشناسى رشد (1)، با نگرش منابع اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه قم، 1374، صص 257 259.

11. مالك، ايوب؛ روزه دارى اسلامى و مسائل روانپزشكى، موءسسه فرهنگى انتشاراتى فن و هنر، چاپ اول، تهران، 1380، ص41.

12. آزاد، همان، ص329.

13. همان، ص46.

14. همان، ص47.

15. همان، صص48غ47.

16. همان، ص49.


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در جمعه 15 شهریور1387 و ساعت 23:41       

  سر سفره كرامت خدا

براى روزه ابعاد گوناگونى وجود دارد و آثار فراوانى از نظر مادى (جسمانى و بدني) و معنوى (روحى و رواني) در وجود انسان مى گذارد.

تقويت نيروى اراده به واسطه سركوب كردن نفس طغيانگر ، تقويت روحيه نوع دوستى به واسطه ياد كردن درد دردمندان ، لطافت روح و نورانيت و صفاى روح ، در نتيجه اصلاح و تربيت نفس ، تقويت جنبه شكيبايى روح از جمله اين ابعاد است. مقاله حاضر نگاهى است مختصر به ابعاد مختلف روزه و روزه داري.

واژه آشنا و زيباى رمضان يا برگرفته از كلمه «رمض» به معناى «تافته شدن سنگها از شدت گرما» است و چون در ابتدا ، واجب شدن روزه در ماه رمضان ، مصادف با شدت گرما بوده بنابراين نام اين ماه را رمضان گذارده اند. به ديگر سخن ، ماه رمضان ماه سوزاندن گناهان و بلكه بالاتر ، سوزاندن زياده خواهى هاى نفس و درون آدمى است كه فرمول حكيمانه نوشته شده از جانب پروردگار براى آن ، انسان خام را پخته مى كند تا حجاب بازدارنده خودخواهى از روى قلب و دلش برداشته شود يا اين كه اين كلمه مى تواند برگرفته از «رميض» به معناى «ابر و باران در پايان چله تابستان و ابتداى فصل پاييز» باشد كه گرماى تابستان را دور مى سازد و براين اساس مى توان گفت كه اين ماه را ماه رمضان گفته اند چون بدنهاى آدميان را از گناهان دور مى سازد و پاك مى كند. برخى نيز (رمضان) را برگرفته از رمض النصل به معناى گذاشتن نيزه در ميان دو سنگ و كوفتن بر آن تا حدى كه نازك شود، دانسته اند. با اين برداشت ، ماه رمضان يعنى اين كه انسان خود را در اين ماه ميان طاعت و عبادت و در ميان فرمول ها و احكام عملى ويژه اين ماه قرار مى دهد و خود را تحت سيطره و اختيار آنها قرار مى دهد تا نفس او با تمرين و به انجام رساندن اين احكام عبادات ، نرم و آماده بندگى و كشش به سوى خداى خود باشد.در باب بزرگداشت و احترام جايگاه اين تعبير مبارك ، گفتنى است در بسيارى از احاديث و روايات ، اهل بيت ع ما را از به كار بردن كلمه رمضان به تنهايى نهى كرده و توصيه نموده اند كه آن را ماه رمضان بخوانند زيرا رمضان يكى از نامهاى خداوند است و ماه رمضان ، ماه خداست.

آن چنان كه از اميرمومنان ع نقل است كه فرمودند: «نگوييد رمضان بلكه بگوييد ماه رمضان و به اين طريق ، احترام آن را رعايت كنيد.» امام پنجم ع نيز مى فرمودند: «نگوييد اين رمضان و رمضان رفت يا رمضان آمد زيرا رمضان نامى از نامهاى الهى است كه نمى آيد و نمى رود، چرا كه رفتن و آمدن ، از ويژگى هاى موجودات زائل شدنى و از بين رفتنى است حال آن كه خداوند و اسمها و صفتهاى او پايدار و ماندگارند.

روزه ، برنامه خودسازى و تكامل

روزه در لغت به معناى امساك و خوددارى از هر چيزى است و در اصطلاح فقه ، عبارت است از امساك و خوددارى از موارد هشتگانه (خوردن و آشاميدن و...) از هنگام صبح تا اذان مغرب ، به قصد و نيت انجام دادن فرمان خدا. براساس صريح آيه 183 از سوره بقره ، روزه براى امتهاى گذشته نيز واجب بوده است آنجا كه مى فرمايد: «اى ايمان آورندگان به حقيقت اسلام ! بدانيد كه روزه بر شما واجب شد آن چنان كه بر پيشينيان از شما نيز واجب بوده است». 1 در اثبات اين ادعاى قرآنى گفتنى است كه حسب روايات و نقلهاى موفق تاريخ ، روزه يكى از برنامه هاى مذهبى مردمان روم هند و يونان و مصر باستان بوده و به نقل از گفتار تفسير نمونه ، در قاموس كتاب مقدس آمده است كه : «روزه در همه دوره ها در ميان هر طايفه و هر ملت و مذهبى در مواقع اندوه و زحمت و سختى هاى پيش بينى نشده ، رايج بوده است.

از تورات نيز چنين بر مى آيد كه موساى نبى ع 40 روز روزه داشته اند:

«هنگام برآمدنم بر كوه (طور)، لوحهاى سنگى (لوحهاى عهدى كه خداوند با شما بست) را بگيرم.

آن گاه در كوه ، 40 روز و 40 شب ماندم. نه نان خوردم و نه آب نوشيدم ». همچنين از انجيل لوقا (يكى از انجيل هاى چهارگانه معتبر مسيحيان) برمى آيد كه حواريون مسيح ع روزه مى گرفتند. روزه به عنوان يك برنامه و دستور عبادى ، در ميان يهود رواج دارد ولى فقط در روز كيپور (كافر) اين عمل صورت مى گيرد و در اين روز يهوديان از مغرب روز قبل تا شبانگاه اين روز ياد شده ، به عنوان كفاره گناهان خود ، روزه مى گيرند و از خوردن و آشاميدن و حتى كار و استحمام ، پرهيز كرده و در كنيسه ها به عبادت و استغفار مشغول مى شوند. 2 نكته اى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه با تامل در گفته هاى فوق و تدبر در آيات قرآن ، همچون آيه 26از سوره مريم س ، مى توان به اين نتيجه رسيد كه روزه با اندك تفاوتى در شكل و فرمول آن و نيز زمان اختصاص داده شده براى آن ، به عنوان يك عمل عبادى در ميان تمام افراد بشر ، در طول تاريخ ، رواج داشته است.

آنچنان كه در سوره مريم س مشاهده مى كنيم روزه سكوت داشتن ، از اعمال رايج آن وقت بود. گاه نذر روزه سكوت مى كردند. حال آن كه در شريعت اسلام از اين نحو روزه دارى و نيز افطار نكردن و دو يا چند روز پى در پى روزه دارى (بدون افطار كردن) نهى شده است.

حقيقت فلسفه روزه دارى

فلسفه و چرايى روزه دارى را بايد با دو ديد و تقسيم بندى (مذهبى - علمي) و (روحى - جسمي) مورد توجه قرار داد كه به يقين ، هر دوى اين ديدگاه ها و هدفها، با تفاوت در مراتب و درجات ، موردنظر خود پروردگار بوده است.

بعد بهداشتى روزه آن گونه كه از فرمايش هاى رسول اعظم ص و ساير معصومين ع و در پى آن ، تاييدات علمى دانشمندان و پزشكان دوره معاصر برمى آيد ، روزه دارى ، آن هم با صورت ويژه تعيين شده در شريعت مقدس اسلام ، عامل بزرگى در سلامت بدن به شمار مى آيد.

روزه ، احياى تقوا

رسيدن به درجه تقوا (يعنى مانع و سپر بازدارنده از گناه و معصيت) و زنده كردن روح پرهيزكارى در وجود انسان ، در نتيجه كنترل غرائز.

آنچنان كه اميرالمومنين ع نيز در يكى از بيانات نغز خود فرمودند:

«صوم شهر رمضان ، فانه جنه من العقاب شيعنى

روزه ماه مبارك رمضان سپرى است از عذاب الهي»

و توضيح آن اين كه فرد روزه دار در راستاى روزه دارى و با رعايت تمام جوانب روزه اين كه ، زبان خود را از آفتهاى زبانى همچون تمسخر و دشنام و ناسزاگويى و غيبت و دروغ و تهمت و افترا و نزاع و درگيرى لفظى و گوش خود را از شنيدن همين آفات و نيز سخنان لغو و بيهوده و چشم خود را از مشاهده مناظر لهو گناه و حرام و نيز ، فكر و انديشه خود را از انديشه ها و نيتهاى پليدى همچون سوءظن و ساير اعضا و جوارح پيكر خود را از تمام معصيت ها بازمى دارد و نيز به فرموده امام دوم شيعيان ، با سبقت بر طاعت و عبادت در ميدان مسابقه ماه رمضان و در كل ، تسلط يافتن بر هيجانات شهوت و ضعيف ساختن آن ، در نهايت ، بر شيطان درون و برون مسلط مى گردد و به وجود آمدن آثار تجرد و روحانيت را در درون خود حس مى كند كه رسيدن به اين درجه از معنويت و صفاى نفس و پاكى دل ، خود ، كمك بزرگى براى معرفت و شناخت بهتر راهها از بى راهه هاى پيشنهادى شيطان خواهد بود كه اين درجه از معرفت بازدارنده از انحراف و تباهى ، همان ملكه نورانى تقواست كه هدف بنيادين و اساسى از واجب ساختن روزه از طرف آفريدگار حكيم و داناست.

و اين گونه است كه در روايات مى خوانيم كه پيامبر ص مى فرمودند: «در اين ماه شياطين را در غل و زنجير مى كنند ، پس از خدا يارى بطلبيد تا آنها بر شما مسلط نگردند.»

واضح است آنچنان كه توضيحش گذشت ، روزه داران واقعى در اين ماه ، راهها و درهاى نفوذ شيطان (از آفات زبانى و گناهان چشم و گوش و دل انديشه) را به روى شيطان مى بندند و از اين راه ، قدرت شيطان را محدود مى كنند و اين همان معنا و مقصود روايت پيامبر اعظم (ص) است.

چرا كه روزه ، تمام دستگاه هاى بدن را از خستگى مداوم بيرون آورده و از بهترين عوامل جوان ساز نسوج بدن بوده و نيز نيروى مقاومت بدن را افزايش مى دهد و به گفته برخى دانشمندان غيرمسلمان همچون سوفورين ، راه حل بسيارى از بيمارى ها از جمله ، آسم ، برونشيت ، روماتيسم مزمن ، نقرس ، بيمارى هاى چشم ، كم خونى و ضعف روده ها، مرض قند و بيمارى هاى كليه و كبد و نيز بيمارى هاى عصبى و روانى به حساب مى آيد (روزه درماني).اميرمومنان ع نيز در حكمت 136 از نهج البلاغه در يك گفتار پر مغز ، از روزه با عنوان (زكاه البدن) ياد مى كنند. با اين توضيح كه ، زكات در لغت به معناى پاك و خالص كردن است كه با اين ترتيب ، روزه نيز نسخه حكيمانه اى براى پاكسازى بدن و صحت و سلامت جسمانى اعتبار خواهد شد به اين نحو كه ، استراحت موقت دستگاه گوارش و دستگاه هاى تصفيه بدن ، مانند كليه و كبد، از فرسايش اين اندامها در اثر كار مداوم جلوگيرى خواهد كرد البته در اين ميان ذكر اين نكته اساسى است كه در شريعت اسلام ، معيار سنجش اعمال ، نيت و قصد تقرب به خداوند و فرمانبردارى از دستورها و فرامين اوست بنابراين اگر كسى به قصد تقرب و اطاعت و فرمانبردارى و به عبارت ديگر، به عنوان يك دستور شرعى ، روزه نگيرد بلكه هدفش از روزه گرفتن فقط بهره گيرى از فايده هاى بهداشتى آن باشد ، گرچه طبيعتا بهره خود را از آن منافع خواهد برد ولى از نظر شرع و مذهب ، روزه اش باطل است چراكه در كليه اعمال عبادى ، نيت (قصد قربت) داشتن ، واجب بوده و از اركان عبادات محسوب مى شود و در اين راستا ، درجات و مراتب روزه و روزه دارى را در 3 مرتبه مى دانند:

1- روزه عوام كه عبارت است از اين كه روزها شكم و فرج خود را از مقتضاى شهوت هاى آنها محافظت نمايد كه تنها فايده آن رفع تكليف از روزه دار مكلف است.

2- روزه خواص كه علاوه بر حفظ شكم و بدن خود از حرام و شهوت ، چشم و گوش و زبان و دست و پا و ساير اعضا و جوارح خود را نيز از گناهان محافظت مى كند كه نتيجه اين نحو روزه دارى ، رسيدن به ثوابهاى بى پايان وعده داده شده به روزه داران است.

3- روزه خواص خواص كه علاوه بر رعايت موارد گفته شده در بالا ، فكر و دل خود را نيز از اشتغال به افكار پليد همچون حسد ، بدگمانى ، تكبر و كينه و حيله و مكر و انديشه هاى غيرخدايى و اخلاق رذيله ، بازمى دارد كه نتيجه اين نحو روزه دارى ، علاوه بر رسيدن به وعده هاى ثواب ، روگردانيدن دل [براى هميشه] ، از غير خدا خواهد بود. 3

بعد تربيتى روزه

با توجه به اين كه براى روزه ابعاد گوناگونى وجود دارد و آثار فراوانى از نظر مادى (جسمانى و بدنى ) و معنوى (روحى و رواني) در وجود انسان مى گذارد ولى بايد گفت كه مهمتر از همه اينها بعد اخلاقى و فلسفه تربيتى روزه بوده و مورد تاكيد آفريدگار متعال در آيه 183 از سوره بقره واقع شده است كه اين آثار تربيتى عبارتند از:

1- تقويت نيروى اراده به واسطه سركوب كردن نفس طغيانگر.

2- تقويت روحيه نوع دوستى به واسطه ياد كردن درد دردمندان بينوا و بينوايان دردمند درنتيجه درك گرسنگى و تشنگى شديد محرومان اجتماع.

3- لطافت روح و نورانيت و صفاى روح ، در نتيجه اصلاح و تربيت نفس و نيز رسيدن به يك تحول فكرى و انقلاب روحى و معنوى ، به واسطه دريدن پرده هاى غفلت و بى خبري.

4- تقويت جنبه شكيبايى روح.

با توجه به اين كه روزه تمرين مقاومت جسم و روح در برابر خواست هاى نامشروع جسمى و حتى برخى خواست هاى مشروع و مباح است ، بنابراين ابزار كمكى خواهد بود براى گذر از زندگى و استمرار بخشيدن به حيات.

چراكه صبر بر طاعت الهى (روزه) روح فرد را بزرگ كرده و در برابر پذيرش حق ، متواضع مى گرداند و شكيبايى و مقاومت و پايدارى او را در پيمودن راه تكامل ، به مراتب ، افزون مى سازد و اين جنبه از تاثيرات روزه ، مورد تاييد نص صريح آيه 45 از سوره بقره است كه مى فرمايد:

«از صبر (كه به فرموده امام ششم ع منظور همان روزه دارى است) و نيز از نماز به عنون ابزار كمكى براى زندگى خودتان استعانت و يارى بطلبيد».

احمد مرتاضى

پى ‏نوشت‏ها:

1- سوره بقره ، آيه 183.

2- آشنايى با اديان بزرگ ، ص 94.

3- معراج السعاده ، فصل آداب روزه.

4- بخشى از خطبه 110.


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در جمعه 15 شهریور1387 و ساعت 23:38       

آخرین مطالب ارسالی

مقام و شخصيت زن از ديدگاه نهج البلاغه
مشاوره در قرآن و نهج البلاغه
راز نماز در نهج البلاغه
زندگينامه شريف رضى
داستانى از نهج البلاغه
دنيا زدگى از نگاه نهج البلاغه
سيماى مديران در آيينه نهج‏البلاغه
نهج‏البلاغه و خبرهاى غيبى
لطايف قرآنى
زيارتگاه قرآنى
با قرآن در زندان
ضرب ‌المثل‌هاى قرآني: «فاتحه الكتاب» در فرهنگ عاميانه
سيماى قرآن در اشعار بهار
شناخت قرآن ؛ زبان شناسى قرآن
توسّل به قرآن

عضويت در سايت
  خوش آمديد.كاربر [ميهمان]

نام کاربری :
کلمه عبور :


رمز عبورم را فراموش کرده ام.
عضویت در سایت


جستجو در سايت

براي جستجو در تمام مطالب واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :


سايت هاي برتر
دایرکتوری تبادل لینک ایران
سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
موسسه اطلاع رسانی شهید آوینی
خبر گزاری قرآنی ایران
مركز جهانى اطلاع رسانى آل البيت
دین و اندیشه
زندگی زیباست
پايگاه فرهنگي و اطلاع رساني افق نوين


وبلاگ هاي برتر
..:: یا رب 121 ::..
دریای هدایت الهی
سوز عشق
ساحل عرفان
به خدا می آید مهدی فاطمه
ناگفته های تصویری 8 سال دفاع مقدس
مرکز قرآنی امام سجاد(ع) ورامین
شاید این جمعه بیاید
ISLAMIC BLOG
اسراری شگفت از بندگی
مذهبی
گروه تواشیح و همخوانی شمیم بهشت
اناالحق
جدیدترین اخبار از آبیترین تیم دنیا
شناخت شیعه در اینتر نت
وبلاگ عشق دو عالم مولا علی (ع)
پارس قرآن
گلبر گی از باغ زیبای قرآن
از معرفت تا شعر
سروش وحی
آرشيو پيوندها

بخش ویژه و امکانات دیگر

اضافه به علاقه منديها    خانگي سازي وبلاگ    تماس با مدير وبلاگ    ذخيره صفحه    لينك Rss



SEO MONITOR
PING SERVICES



لينك به ما

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته


وبلاگ هاي برگزيده


صفحه نخست | فید مطالب | افزودن به علاقمندیها | ارسال مقالات شما | پیشنهادات و انتقادات شما

All Rights Reserved 2008-2012 © by : shayesteh.blogfa.com

هر گونه كپي برداري از سايت با ذكر منبع به همراه لینک جهت ترويج فرهنگ اسلامي مجاز مي باشد

پايگاه فرهنگي و اطلاع رساني شايسته

free Islamic Blog