تبليغاتX
پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

shayesteh

احمد صالحی نژاد

shayesteh

http://shayesteh.blogfa.com

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

دین و اندیشه

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته

منوي اصلي
لینکهای سریع
صفحه اول
نسخه موبايل
پست الکترونيک
ذخيره كردن صفحه
خانگی سازی صفحه
اضافه به علاقه مندي ها
درباره ی نویسنده سایت  
پیشنهادات و انتقادات شما
ارسال مقالات شما
عناوين مطالب
انجمن پايگاه

موضوعات
موضوعات
  قران و علوم روز
  نهج البلاغه
  نماز
  سوالات قرانی
  بانک صوتی
  نگار خانه
  پخش زنده
  بانک نرم افزار
  کتابخانه
  مقالات قرآنی
  ویژه نامه ماه مبارک رمضان
  آموزش قران کریم
  فقه قران
  قاریان قران
  اصول قرائت
  اشعار قرانی
  داستانهای قرانی
  مناسبتهاي اسلامي
  ويژه نامه محرم
  اخبار
  آشنایی با احکام
  اهل بيت
  متن كامل قرآن کریم
  فال نامه
  تفسیر قران
  اوقات شرعی
  ادعیه قرانی
  اسوه هاي قراني
  بازی و سرگرمی
  پاسخ به شبهات
  استخاره با قرآن
  ارتباط با دفاتر مراجع تقليد
  حرف دل
  حدیث
  لينكستان
  آموزش
  علمی و پژوهشی
  ورزشی
  اجتماعی

آرشیو مطالب
  آبان 1388
  مهر 1388
  شهریور 1388
  مرداد 1388
  تیر 1388
  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  اسفند 1387
  بهمن 1387
  دی 1387
  آذر 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387
  تیر 1387
  خرداد 1387
  اردیبهشت 1387
  فروردین 1387
  اسفند 1386
  بهمن 1386
  دی 1386
  آذر 1386
  مهر 1386
  شهریور 1386
  مرداد 1386
  فروردین 1386


عضويت در خبرنامه

آدرس ايميلتان را وارد کنيد تا مقالات جذاب وبسایت را به طور اتوماتيک در صندوق ايميلتان     در يافت كنيد دريافت نماييد.

Delivered by Shayesteh


آدرس های ورودی ما

www.shayesteh.blogfa.com

www.shayesteh.coo.ir

www.shayesteh.tk


  حلول ماه مبارك رجب و ولادت با سعادت امام محمد باقر (ع) بر شیعیان عالم گرامی باد

 

حلول ماه مبارك رجب 

ماه خدا , ماه استغفار , ماه ريزش رحمات الهي و همچنین 

ولادت با سعادت امام محمد باقر عليه السلام بر شيعيان عالم گرامی باد  

ماه رجب، ماه استغفار امت من است.

پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.

رجب نام نهری در بهشت است که از عسل شیرین تر و از شیر سفید تر است.هر کس یک روز از این ماه روزه بگیرد در قیامت از آن نهرخواهد نوشید و هم چنین یکسال راه،آتش جهنم از او دور خواهد شد و هر کس 3 روز از این ماه را روزه بگیرد آتش جهنم بر او حرام خواهد شد .

از معانی رجب به شدت ریزش نیز یاد شده است یعنی گناهان در این ماه همانند ریزش برگ درختان در پاییز،در اثر استغفار می ریزد و خداوند در این ماه توجه خاصی بر بندگانش دارد و رجب و شعبان را برای آماده شدن برای رمضان قرار داده است تا بندگانش هر چه بیشتر آماده دریافت رحمت واسعه الهی گردند.در روایات آمده است که وقتی ماه رجب وارد می شود فرشته ای خطاب به بندگان می گوید،خوشا به حال اهل ذکر(طوبی اهل الذکر)،خوشا به حال اهل طاعت(طوبی اهل الطاعه). پس چه نیکوست که این لحظات را قدربدانیم و به ندای این الرجبیون لبیک گوییم،و خود در خیل آمرزیدگان این ماه عزیز قرار دهیم.

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و درهر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. سپس بار ديگر سجده رفته و هفتاد مرتبه بگويد : " سبوح قدوس رب الملائکه و الروح "در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.
پيامبراكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
اميد آن است كه در پايان اين نماز با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و مرا را نيز از دعاي خير خود محروم نفرماييد.

چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت. شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید. ای افتخار شیعه که در ضیافت خانه حوزه ها و دانشگاه ها سفره پر نعمت دانش تو گسترده است، میلاد مسعودت را گرامی می داریم.

السلام عليک يا محمد بن علي، ايها الامام الباقر يابن رسول الله

در شب ميلاد آخرين بازمانده كربلاي عطش (بنا به روایتی سوم ماه صفر يا اول رجب)، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقيع گره میخورد، آنجا که مأوی شكافنده دانش هاست.
چشم هايت را مي بندي و ديوار بقيع را در برابرت مي‌‌‌‌يابي و آنگاه كه شبكه هاي پنجره را لمس مي‌كني مرغ جانت پر مي كشد كه بر مزار هاي مطهر و پاكشان حضور يابي، صورت بر خاك معطرشان بگذاري و با سوز دل غربت اشان را گريه كني. اين جا مدينه است اين جا بقيع است و اين چهار بقعه تاريك و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را مي‌نگري كه تنها با سنگي بر روي آنها نشان از مزار شريف گلي از بوستان محمد (ص) دارند.

گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ امامی که شكافنده دانش ها، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است. امام علم كه چشمه‌هاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و مي‌تراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايت‌‌ها و كلمات قصار و نصيحت هاست.

شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.
نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت که: دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنيه امام "ابو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسين (ع) مي رسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، علی بن الحسين (ع) است. تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدينه اتفاق افتاد.

در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد. دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زين العابدين (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجري يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و ديگران مطرح است، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند. قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی (ع) متوجه کرده بود و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند. برخی نيز احاديثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مي نمودند.

اينها عواملی بود بسيار خطرناک که بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند. بدين جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفر صادق (ع) از موقعيت مساعد روزگار سياسی، برای نشر تعليمات اصيل اسلامی و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشيع و علوم اسلامی را پايه ريزی نمودند. زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقی تعليمات پيامبر (ص) و ناموس و قانون عدالت بودند و مي بايست به تربيت شاگردانی عالم و عامل و يارانی شايسته و فداکار اهتمام مي ورزيدند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوين و تدريس کنند. به همين جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود.

دانش امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمه‏ وحى بود، آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند، «جابر بن عبد الله‏» نزد امام باقر (ع) مى‏ آمد و از آنحضرت دانش فرا مى‏گرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى ‏كرد: اى شكافنده علوم! گواهى مى‏دهم تو در كودكى از دانشى خداداد برخوردارى.

در مکتب تربيتی امام باقر (ع) علم و فضيلت به مردم آموخته مي شد. ابوجعفر امام محمد باقر (ع) متولی صدقات حضرت رسول (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و پدر و جد خود بود و اين صدقات را بر بنی هاشم و مساکين و نيازمندان تقسيم مي کرد، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر (ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز مي پوشيد. در کمال وقار و شکوه حرکت مي فرمود.

امام پنجم (ع) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه مي کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق مي فرمود. در ضمن سخنانش مي فرمود:

مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بين مي برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان  مي ريزد.

امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگيری از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينی، کمال مواظبت را داشت. ميخواست سنتهای جدش رسول الله (ص) را عملاً در بين مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعليم نمايد. در روزهای گرم برای رسيدگی به مزارع و نخلستانها بيرون مي رفت و با کارگران و کشاورزان بيل مي زد و زمين را برای کشت آماده مي ساخت. آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبين و کد يمين - به دست مي آورد در راه خدا انفاق مي فرمود. بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) مي رفت، پس از گزاردن فريضه، مردم گرداگردش جمع مي شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند مي گشتند.
مدت بيست سال معاويه در شام و کارگزارانش در مرزهای ديگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامی - با زور و زر و تزوير و اجير کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسيار کردند. ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بي سابقه آل ابوسفيان، که مردم به حقانيت اهل بيت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأله امامت و رهبری، که تنها شايسته امام معصوم است، سعی بليغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جايی رسيد که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پايه گذاری نمود و احاديث و تعليمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.

امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و يادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر (ع) با تشکيل حلقه های درس، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دينی را برای مردم روشن فرمود. رسول اکرم اسلام (ص) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينی وحی الهی وظايفی را که فرزندان و اهل بيت گرامي اش در آينده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احاديثی که از آن حضرت روايت شده، تعيين فرموده است. چنان که در اين حديث آمده است:
در زمان اميرالمؤمنين علی (ع) گوئيا، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که بايد - بر مردم روشن نبود، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حيات مادی بيرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشيده بودند و در کنار دريای بيکران وجود علی (ع) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمي دانستند. بي جهت نبود که مولای متقيان بارها مي فرمود: "سلونی قبل از تفقدونی"؛ پيش از آنکه من را از دست بدهيد از من بپرسيد و بارها مي گفت: من به راههای آسمان از راههای زمين آشناترم. ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند؟ اما به تدريج، به ويژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم کم کم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامی را درک مي کردند و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گوارای دانش امام باقر (ع) را دريافتند و تسليم مقام علمی امام (ع) شدند و به قول يکی از مورخان:

"مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند".

امام باقر (ع) نيز چون زمينه قيام بالسيف (قيام مسلحانه) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرينان - فراهم نبود، از اين رو، نشر معارف اسلام و فعاليت علمی را و هم مبارزه عقيدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را، از اين طريق مناسب تر مي ديد، و چون حقوق اسلام هنوز يک دوره کامل و مفصل تدريس نشده بود، به فعاليتهای ثمر بخش علمی در اين زمينه پرداخت. اما بدين خاطر که نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار مي گرفت. در عين حال امام هيچگاه از اهميت تکليفی شورش (عليه دستگاه) غافل نبود، و از راه ديگری نيز آن را دامن ميزد: و آن راه، تجليل و تأييد برادر شورشي اش زيد بن علی بن الحسين بود.

فرمایشات گهربار امام محمد باقر (ع)

1) سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 170

2) چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 172

3) دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 173

4) هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 175

5) هر کس با خانواده اش خوش رفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 175

6) بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 65 ، ص 152

7) خداوند ، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 176

8) برترین عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 176

9) خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد . کافی ، ج 2 ، ص 663

10) دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است . کافی ، ج 2 ، ص 507

11) چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 73 ، ص 20

12) از دشمنی بپرهیزید ، زیرا فکر را مشغول کرده و مایه نفاق می گردد . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 2 ، ص 301

13) هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 178

14) هر کس ظاهرش از باطنش بهتر باشد ، ترازوی اعمالش سبک می شود . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 4 ، ص 404

15) امروز ، غنیمت است ، در حالی که نمی دانی فردا ، از آن کیست . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 179

16) پلیدترین کسبها ، کسب رباست . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 5 ، ص 147

17) فرزندان ، به واسطه صالح بودن پدرانشان ( از انحراف ) محفوظ می مانند . بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 68 ، ص 236

18) رفاقت بیست سال ، خویشاوندی است . تحف العقول ، ص 302

19) در هر قضای الهی ، برای مؤمن خیری نهفته است . تحف العقول ، ص 302

20) نزدیکترین و سریعترین طاعت در ثواب ، پیوند با خویشان است . تحف العقول ، ص 303

21) دوستی قلبی برادرت را از اندازه دوستی قلبی خودت نسبت به او بفهم . تحف العقول ، ص 304

22) ایمان ، دوستی ( با دوستان خدا ) و دشمنی ( با دشمنان خدا ) است . تحف العقول ، ص 304

23) ایمان ، اقرار با عمل است ، و اسلام ، اقرار بدون عمل است . تحف العقول ، ص 307

24) در طلب آمرزش از خدا اصرار کنید ، که موجب محو گناهان می گردد . تحف العقول ، ص 308

25) خداوند ، باحیای بردبار عفیف پرهیزکار را دوست دارد . تحف العقول ، ص 310

26) خداوند ، آشکار کردن سلام را دوست دارد . تحف العقول ، ص 311

27) خدا رحمت کند بنده ای را که علم را زنده کند . کافی ، ج 1 ، ص 41

28) حسد ایمان را می خورد ، چنانکه آتش هیزم را می خورد . کافی ، ج 2 ، ص 306

29) امام محمد باقر(ع): هر چیزی بهاری دارد ، و بهار قرآن ماه رمضان است . کافی ، ج 2 ، ص 630
 
30) شخص حريص به دنيا مانند کرم ابريشم است که هر چه بيشتر ابريشم به دور خود
مي تند ، راه بيرون شدنش را دورتر و مشکل تر مي کند ، تا اينکه از غم و اندوه
بميرد .
کافي ، ج 2 ، ص (316)

31.چه بسيار خوب است نيکي ها پس از بدي ها ، و چه بسيار بد است بدي ها پس از
نيکي ها .
کافي ، ج 2 ، ص (458)

32.چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بي گناه از يکديگر جدا مي شوند .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 73، ص (20)

33.از دشمنی بپرهيزيد ، زيرا فکر را مشغول کرده و مايه نفاق مي گردد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربی ، ج 2 ، ص (301)

34.هيچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی که در تاريکی شب از ترس خدا و
برای او ريخته شود ، نيست .
کافي ، ج 2 ، ص (482)

35.هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمي شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ،
شکست نمي خورد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 68، ص (151)

36.افزايش نعمت از جانب خداوند قطع نمي شود ، مگر اينکه شکر از جانب بندگان قطع
گردد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 68، ص (54)

37.خداوند دنيا را به دوست و دشمن خود مي دهد ، اما دينش را فقط به دوست خود
مي بخشد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 2 ، ص (215)

38.مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمي دهد ، از او دريغ نمي کند ، و به او گمان
بد نمي برد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (176)

39.هيچ کس از گناهان سالم نمي ماند ، مگر اينکه زبانش را نگه دارد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (178)

40.سه چيز پشت انسان را مي شکند : مردی که عمل خويش را زياد شمارد ، گناهانش را
فراموش کند ، و به رای خويش ، خوشنود باشد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 69، ص (314)

41.هر کس ظاهرش از باطنش بهتر باشد ، ترازوی اعمالش سبک مي شود .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 4 ، ص (404)

42.امروز ، غنيمت است ، در حالی که نمي دانی فردا ، از آن کيست .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (179)

43.پليدترين کسبها ، کسب رباست .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 5 ، ص (147)

44.هر کس خشم خود را ، با آنکه بر اظهار آن تواناست ، فرو برد ، خداوند در روز
قيامت قلبش را از امنيت و آرامش پر مي کند .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 7 ، ص (303)

45.چهار چيز از گنجهای نيکی است : نهان داشتن حاجت ، پنهان نمودن صدقه ، پوشيده
داشتن درد ، و نهان کردن مصيبت .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (175)

46.فرزندان ، به واسطه صالح بودن پدرانشان ( از انحراف ) محفوظ مي مانند .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 68، ص (236)

47.رفاقت بيست سال ، خويشاوندی است .
تحف العقول ، ص (302)

48.در هر قضای الهی ، برای مؤمن خيری نهفته است .
تحف العقول ، ص (302)

49.هر بدعت ( و نسبت دروغ دادن به دين خدا ) گمراهی است ، و هر گمراهی ، راهش
به سوی آتش جهنم است .
کافي ، ج 1 ، ص (56)

50.نزديکترين و سريعترين طاعت در ثواب ، پيوند با خويشان است .
تحف العقول ، ص (303)

51.دوستی قلبی برادرت را از اندازه دوستی قلبی خودت نسبت به او بفهم .
تحف العقول ، ص (304)

52.ايمان ، دوستی ( با دوستان خدا ) و دشمنی ( با دشمنان خدا ) است .
تحف العقول ، ص (304)

53.ايمان ، اقرار با عمل است ، و اسلام ، اقرار بدون عمل است .
تحف العقول ، ص (307)

54.بر شما باد به صدقه دادن در بامداد ، که روی ابليس را سياه کرده ، و شر سلطان
ظالم را در آن روز از شما دور مي کند .
تحف العقول ، ص (308)

55.در طلب آمرزش از خدا اصرار کنيد ، که موجب محو گناهان مي گردد .
تحف العقول ، ص (308)

56.بدان که درخواست کننده از تو ، آبرويش را در برابرت حفظ نکرده است ، پس تو
آبرويت را حفظ کن و به او جواب رد مده .
تحف العقول ، ص (309)

57.شيعه علی ( عليه السلام ) آنانند که در راه ولايت ما به هم بخشش دارند ، و به
خاطر دوستی ما يکديگر را دوست دارند ، و برای احيای امر ما از هم ديدن مي کنند ،
هرگاه خشمگين شوند ستم نکنند و هرگاه خشنود گردند اسراف نورزند ، برکت همسايه اند
و مايه صلح و صفا با معاشران .
تحف العقول ، ص (310)

58.خداوند ، باحيای بردبار عفيف پرهيزکار را دوست دارد .
تحف العقول ، ص (310)

59.خداوند ، آشکار کردن سلام را دوست دارد .
تحف العقول ، ص (311)

60.با منافق با زبانت مدارا کن ، و مؤمن را از دل دوست بدار ، و اگر با يهودی نيز
همنشين شدی ، خوشرفتاری کن .
تحف العقول ، ص (301)

61.زبان ، کليد هر خوبی و بدی است ، پس سزاوار است که مؤمن بر زبان خود مهر زند ،
چنانکه بر طلا و نقره اش مهر مي زند .
تحف العقول ، ص (308)

62. چون قائم ما قيام کند ، خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارده و عقلهايشان
را جمع مي کند ، در نتيجه خردشان کامل مي شود .
کافي ، ج 1 ، ص (25)

63.خدا رحمت کند بنده ای را که علم را زنده کند .
کافي ، ج 1 ، ص (41)

ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در جمعه 14 تیر1387 و ساعت 11:18       

  ولادت حضرت زهرا (س) و روز زن

 

بهشت زیر پای مادران است
پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «الجنة تحت اقدام الامهات ؛ بهشت زیر پای مادران است .» (1)

بزرگترین واجب
امیرمؤمنان علی علیه‏السلام نیز می‏فرمایند: «نیکی کردن به پدر و مادر، بزرگ‏ترین واجب است» (2)

اهمیت  و شرافت مادر در کلام امام خمینی ره
«حقوق مادران را نمی‏توان شمرد و نمی‏توان به حق ادا کرد. یک شب مادر نسبت به فرزندش از سال‏ها عمر پدر متعهد ارزنده‏تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان نورانی مادر، بارقه رحمت و عطوفت ربّ العالمین است. خداوند تبارک و تعالی قلب وجان مادران را با نور رحمت ربوبیّت خود آمیخته، به گونه‏ای که وصف آن را کسی نمی‏تواند بکند.... اینکه در حدیث آمده که: بهشت زیر قدم‏های مادران است، یک حقیقت است و اینکه با این تعبیر لطیف آمده است، برای بزرگی عظمت آن و هشیاری به فرزندان است که سعادت و جنت را در زیر قدم آنان و خاک پای مبارک آنان جست‏وجو کنید و حرمت آنان را نزدیک حرمت حق تعالی نگه دارید و رضا و خشنودی پروردگار سبحان را در رضا و خشنودی مادران جست‏وجو کنید».   (3)

عظمت مقام مادر از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
«یک سلسه مسؤولیت‏های پرورشی به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سی ماه یک‏سری مسؤولیت‏هایی دارد که مرد ندارد. در این سی ماه که کودک مستیقما از مادر تغذیه می‏کند، مادر مسؤول حفظ دو نفر است؛ یکی برای خود و دیگری برای کودک. آیا این عظمت زن نیست؟ این مسؤولیتی نیست که ذات اقدس الهی به زن داده است که به زن فرمود: مسؤولیتت در حفظ اندیشه‏ها، افکار و عقاید بیش از مرد است. تو مسؤول دو نفری. از این رو مواظب افکار و اندیشه هایت باش؛ زیرا که بسیاری از مسائل، از راه اندیشه به فرزند می‏رسد» (4)

حقوق مادر بر فرزندان
امام سجاد علیه السلام در مورد حق مادر می فرمایند: حق مادرت آن است که بدانی، او تو را حمل کرد به گونه‏ای که هیچ کس، دیگری را چنین حمل نمی‏کند و از شیره جانش به تو بخشید که هیچ کس به دیگری نمی‏بخشد . و با تمام وجودش از تو نگهداری کرد و برایش مهم نبود که خودش گرسنه بماند و به تو غذا بدهد، خود تشنه باشد و به تو آب بیاشامد، خودش برهنه باشد و به تو لباس بپوشاند، خودش در مقابل آفتاب باشد و تو را زیر سایه نگهدارد، از خواب خود به خاطر تو چشم بپوشد . او تو را از گرمای تابستان و سرمای زمستان حفظ کرد . [مادر همه این رنجها را تحمل کرد،] تا تو برای او باشی . تو توانایی شکرگزاری از مادرت را نداری، مگر با یاری و توفیق خداوند متعال .»

امام سجاد علیه السلام در عمل نیز چنین بود و با مادرش خوشرفتاری کرده و حقوق وی را کاملا مراعات می‏نمود . طبرسی می‏نویسد: هنگامی که از آن حضرت پرسیدند: تو که از نیکوکارترین مردم نسبت‏به مادرت هستی، چرا با او سر یک سفره نمی‏نشینی؟ امام فرمود: «اخاف ان یسبق یدی الی ما سبقت عینها الیه فاکون قد عققتها (7); می‏ترسم دستم به غذایی پیشی گیرد که پیش از آن چشم مادرم به سوی آن رفته [و می‏خواهد بردارد] و به همین مقدار نافرمانیش کرده باشم .»

آنچه از روایات برمی‏آید این است که جبران زحمات مادر و بجای آوردن حقوق او کاری است‏بس مشکل، اما باید تا حد توان در این زمینه تلاش نمود . در اینجا به مهمترین حقوق مادر اشاره می‏کنیم:

1- نیکی و احسان
خداوند متعال می‏فرماید: «وقضی ربک ا لاتعبدوا الا ایاه وبالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف ولاتنهرهما وقل لهما قولا کریما» (9); «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسیدند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و آنها را از خود مران و بزرگوارانه با آنها سخن بگو! »

2- قدر شناسی
خداوند متعال می فرماید«ان اشکر لی ولوالدیک‏» (12); «شکر مرا بجاآور [که خالق و منعم اصلی تو هستم] و از پدر و مادرت قدردانی کن .»

هنگامی که از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در مورد قدردانی از مادر سؤال شد، آن حضرت فرمود: «هیهات! هیهات! که بتوانی حق مادر را ادا کنی . هر آینه اگر به اندازه ریگهای بیابان عالج [صحرائی در عربستان] و دانه‏های باران به مادر خدمت کنی و از وی قدردانی کرده و بنده‏وار در پیش او بایستی، این همه خدمات تو به اندازه زحمات وی در هنگامی که در رحم او بودی و سنگینی تو را تحمل می‏کرد نخواهد بود . (14) »

3- نگاه مهرآمیز
ابوذر می‏گوید: از رسول گرامی اسلام شنیدم که فرمود: «النظر الی علی بن ابیطالب عبادة والنظر الی الوالدین برافة ورحمة عبادة والنظر فی الصحیفة - یعنی صحیفة القرآن - عبادة والنظر الی الکعبة عبادة (16); نگاه به علی بن ابیطالب عبادت است . نگاه مهرآمیز به پدر و مادر عبادت است . نگاه به صحیفه - یعنی صحیفه قرآن - عبادت است . نگاه به کعبه عبادت است .»

4- بدست آوردن رضایت پدر ومادر
اویس قرنی از معدود یاران پیامبر صلی الله علیه و آله می‏باشد که در زهد و تقوی به درجات بلندی نائل شد

هنگامی که اویس در یمن بود، شتربانی می‏کرد و مادر پیری داشت که تحت تکفل او بود . او با اینکه علاقه شدیدی به وجود گرامی رسول‏الله صلی الله علیه و آله داشت، هیچ‏گاه نتوانست پیامبر را از نزدیک زیارت کرده و به نظاره آن سیمای ملکوتی بنشیند . در یکی از روزها که اشتیاق دیدار سرور کائنات در وجودش به شدت شعله‏ور گردید، از مادرش اجازه خواست تا به سرزمین حجاز آمده و حضرت رسول صلی الله علیه و آله را زیارت نماید، مادرش به او گفت: پسرم! به دیدار آن حضرت برو و هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه نبود، بیش از نصف روز در آنجا توقف نکن! اویس با زحمت فراوان فاصله بین یمن و مدینه را پیمود و به شهر پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، اما با کمال ناباوری شنید که: پیامبر صلی الله علیه و آله در شهر مدینه حضور ندارد .

چون بیش از نصف روز فرصت نداشت و به والاترین هدف خود که فیض حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بود، نائل نشد، به مسلمانان حاضر در مدینه اظهار داشت: سلام مرا به حضرتش برسانید و بگوئید که مردی به نام اویس از یمن به زیارت شما آمده بود و چون از مادرش اجازه توقف بیشتری نداشت، با کمال ناراحتی به وطن خود مراجعت نمود .

بعد از مدتی، پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه بازگشت و فرمود: «تفوح روائح الجنة من قبل قرن، واشوقاه الیک یا اویس القرنی، الا ومن لقیه فلیقرئه منی السلام (18); نسیم بهشتی از سوی منطقه قرن می‏وزد، آه! چه قدر به دیدار تو مشتاقم، ای اویس قرنی! [ای مسلمانان!] هر کس او را دید سلام مرا به او برساند .»

5- پس از مرگ

الف- زیارت مزار مادر : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «من زار قبر والدیه او احدهما کل جمعة فقرا عندهما یس غفر الله له بعدد کل حرف منها (20); هر کس قبر پدر و مادرش یا یکی از آنها را در هر جمعه زیارت کند و در کنار مزار آنان سوره یس بخواند، در مقابل هر حرفی که از این سوره می‏خواند، خداوند آمرزشی نصیب او می‏فرماید .»

ب- قرائت قرآن : امام صادق علیه السلام به فرزندان صالح توصیه فرمود که: «قرائة القرآن فی المصحف تخفف العذاب عن الوالدین ولو کانا کافرین (21); قرائت قرآن از روی مصحف، از عذاب پدر و مادر می‏کاهد، گرچه آنان کافر باشند .»

ج - انجام اعمال نیک به نیت مادر: یامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «سید الابرار یوم القیامة رجل بر والدیه بعد موتهما (22); سرآمد و سرور ابرار در روز قیامت کسی است که بعد از مرگ پدر و مادرش برای ایشان احسان و نیکی کند .» (5)


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در چهارشنبه 5 تیر1387 و ساعت 10:46       

  مناسبتهاي اسلامي

 

                                مناسبتهاي اسلامي

مناسبتهای ماه محرم 23 مناسبت
مناسبتهاى ماه صفر ۲۲مناسبت
مناسبتهاى ماه ربيع الاوّل ۲۰ مناسبت
مناسبتهاى ماه ربيع الثانى ۱۶ مناسبت
مناسبتهاى ماه جمادى الاولى ۹ مناسبت
مناسبتهاى ماه جمادى الثانية ۱۹ مناسبت
مناسبتهاى ماه رجب ۱۸ مناسبت
مناسبتهاى ماه شعبان ۲۶ مناسبت
مناسبتهاى ماه رمضان ۱۶ مناسبت
مناسبتهاى ماه شوّال ۳۱ مناسبت
مناسبتهاى ماه ذى القعدة ۲۹ مناسبت
مناسبتهاى ماه ذى الحجّة ۲۰مناسبت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در پنجشنبه 4 بهمن1386 و ساعت 18:1       

  عید سعید غدیر خم

 

عید غدیرخم بزرگترين عيد اسلام مبارك باد

اعمال شب و روز عيد غدير
شب هيجدهم شب عيد غدير و شب با شرافتى است سید در اقبال دوازده ركعت
نماز به يك سلام به كيفيتى مخصوص براى اين شب با دعائى نقل كرده است

روز هيجدهم روز عيد غدير عظيمترين اعياد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پيغمبرى را مگر آنكه عيد كرده است اين روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش ‍ در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمين روز ميثاق است و روايت است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا مسلمانان را عيدى هست غير از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عيدى هست كه از همه حرمتش بيشتر است

راوى گفت كدام عيد است فرمود كه آن روزى است كه نَصْبْ كرد حضرت رسول (ص) حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) را به خلافت خود و فرمود كه هر كه من مولى و آقاى اويم پس على مولى و آقا و پيشواى او است و آن روز هيجدهم ذى الحجّه است راوى گفت كه چه كار در آن روز بايد كرد فرمود كه بايد روزه بداريد و عبادت كنيد و محمد و آل محمدعَليهمُ السلام را ياد كنيد و بر ايشان صَلَوات بفرستيد و وصيّت كرد رسول خدا(ص) اميرالمؤ منين علی  (ع) را كه اين روز را عيد گرداند و هر پيغمبرى وصىّ خود را وصيّت مى كرد كه اين روز را عيد گردانند و در حديث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعليه السلام كه فرمود اى پسر ابى نصر هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدير نزد قبر مطهّر حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) حاضر شوى بدرستى كه خدا در اين روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ايشان را و در اين روز آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد كرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و يك درهم كه در اين روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر بدهى و احسان كن در اين روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم كه اگر مردم فضيلت اين روز را بدانند چنانكه بايد هر آينه هر روز ده مرتبه ملائكه با ايشان مصافحه كنند و بالجمله تعظيم اين روز شريف لازم و اعمال آن چند چيز است :

 

اول : روزه كه کفاره شصت سال گناه است و در خبريست كه برابر است با روزه عمر دنيا و معادل است با صد حجّ و صد عمره دوم : غسل  

سوم:  زيارت حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) شایسته است كه انسان هر كجا که باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در اين روز سه زيارت مخصوصه نقل شده كه يكى از آنها زيارت معروف امین الله است كه از نزديك و دور خوانده مى شود و آن از زيارات جامعه مطلقه است

چهارم :بخواند تعويذى را كه سيّد در اقبال از حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله روايت كرده

پنجم : دو ركعت نماز كند زمان نماز بهتر است نردیکیهای غروب باشد چون در همان زمان بوده که حضرت رسول اکرم (ص) ، امام علی (ع) را به خیلافت وامامت مردم نصب فرموده  .یک مرتبه سوره مبارکه حمد  ، ده مرتبه سوره مبارکه توحید ، ده مرتبه سوره مبارکه قدرو ده مرتبه آية الكرسى بخواند كه برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند پس سر از سجده بردارد و بخواند

 

اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الْحَمْدَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَاَنَّكَواحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً اَحَدٌ وَاَنَّمُحَمّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ كَما كانَ مِنْ شَاْنِكَ اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ اِجابَتِكَ وَاَهْلِ دِينِكَ وَاَهْلِ دَعْوَتِكَ وَوَفَّقْتَنى لِذلِكَ فى مُبْتَدَءِخَلْقى تَفَضُّلاً مِنْكَ وَكَرَماً وَجُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَجُوداً وَالْكَرَمَ كَرَماً رَاْفَةً مِنْكَ وَرَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِكَ الْعَهْدَ لى تَجْديداً بَعْدَ تَجديدِكَ خَلْقى وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيّاً ناسِياً ساهِياًغافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِاَنْ ذَكَّرْتَنى ذلِكَ وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَيْتَنى لَهُ فَليَكُنْ مِنْ شَاْنِكَ يا اِلهى وَسَيِّدى وَمَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِكَ وَلا تَسْلُبَنيهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِكَ وَاَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّكَ اَحَقُّ المُنعِمينَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَاَطَعْنا وَاَجَبْنا داعِيَكَ بِمَنِّكَ فَلَكَ الْحَمْدُ غُفْرانَكَ رَبَّنا وَاِلَيكَ المَصيرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَصَدَّقْنا وَاَجَبْنا داعِىَ اللّهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلينا وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ اَميرِالمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّيقِ الاْكْبَرِ وَالحُجَّةِ عَلى بَرِيَّتِهِ المُؤَيِّدِ بِهِ نَبِيَّهُ وَدينَهُ الْحَقَّ الْمُبينَ عَلَماً لِدينِ اللّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ وَعَيْبَةَ غَيْبِ اللّهِ وَمَوْضِعَ سِرِّ اللّهِ وَاَمينَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَشاهِدَهُ فى بَرِيَّتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلا يمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيمَةِ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ فَاِنّا يا رَبَّنا بِمَنِّكَ وَلُطْفِكَ اَجَبْنا داعِيَكَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ وَصَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَكَفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّيْنا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِيَتِهِمْ وَشاهِدِهِمْ وَغائِبِهِمْ وَحَيِّهِمْ وَمَيِّتِهِمْ وَرَضينا بِهِمْ اَئِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً وَحَسْبُنا بِهِمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ اللّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلانَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَليجَةً وَبَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباًمِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَكَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَاَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَكُلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا نُشْهِدُكَ اَنّا نَدينُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَقَوْلُنا ما قالُوا وَدينُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَما دانُوا بِهِ دِنّا وَما اَنْكَرُوا اَنْكَرْنا وَمَنْ والَوْا والَيْنا وَمَنْ عادَوْا عادَيْنا وَمَنْ لَعَنُوا لَعَنّا وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَيْهِ تَرَحَّمْنا عَلَيْهِ آمَنّا وَسَلَّمْنا وَرَضينا وَاتَّبَعْنا مَوالِيَنا صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِكَ وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَاَحْيِنا ما اَحْيَيْتَنا عَلَيْهِ وَاَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَيْهِ الُ مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَاِيّاهُمْ نُوالى وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللّهِ نُعادى فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْيا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ فَاِنّ ا بِذ لِكَ ر اضُونَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

خدايا از تو درخواست كنم بدانكه از براى تو است ستايش يگانه اى كه شريك ندارى و توئى يكتاى يگانه اى بى نياز كه فرزندى ندارى و فرزند كسى نيستى و نيست برايت همتائى هيچكس و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى كه هر روز در كارى هستى چنانچه از شاءن تو بود كه بر من تفضل فرمودى به اينكه مرا از اهل اجابتت و از اهل دينت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغازآفرينشم از روى تفضل و كرم و بخششت سپس دنبال آوردى اين فضل را به فضلى دگر و اين بخشش رابه بخششى دگر و اين كرم را به كرمى دگر كه آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا كه تازه كردى اين عهد رابرايم از نو پس از تجديد آفرينشم در صورتى كه من در فراموشى بودم و فراموشكارى و بى خبرىو غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام كردى به اينكه آن را به يادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائيم كردى پس همچنان بايد از شاءن تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من كه تمام كنى برايم آن نعمت را و از من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى كه بميرانيم بر آن در حالى كه تو از من خوشنود باشى كه براستى تو سزاوارترين نعمت بخشانى كه نعمتت را بر من به پايان رسانى خدايا شنيديم و پيروى كرديم و خواننده ات را اجابت كرديم به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانيم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ايمان داريم به خداى يگانه اى كه شريك ندارد و به رسولش محمد صلى اللّه عليه و آله و تصديق كرديم و اجابت كرديمداعى خدا را و پيروى كرديم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولايمان و مولاى مؤ منان اميرمؤ منان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صديق اكبرو حجت او بر آفريدگانش آنكه خداوند پيامبرش و دين حق آشكارش را بوسيله او تاييد كرد نشانه و پرچم دينخدا و خزينه دار دانش او و گنجينه غيب خدا و جايگاه راز خدا و امين خدا برخلق او و گواه او در آفريدگانش خدايا اى پروردگار ما ما شنيديم منادى را كه ندا مى كردبراى ايمان (و مى گفت ) ايمان آوريد به پروردگارتان پروردگارا ما هم ايمان آورديم پس بيامرز گناهانمان راو بديهامان را پوشيده دار و ما را با نيكان بميران پروردگارا عطا كن به ما چيزى را كه بوسيله فرستادگانت به ما وعده دادى ودر روز رستاخيز رسوايمان مكن كه براستى تو خلف وعده نمى كنى ، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تواجابت كرديم داعى تو را و پيروى كرديم از رسول تو و تصديقش كرديم و نيز تصديق كرديم مولاى مؤ منان راوكافر شديم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت ) پس والى ما گردان آن را كه ما به ولايت برگزيديم وبا امامانمان محشورمان كن كه براستى ما بديشان ايمان و اعتقاد داريم و تسليم آنانيم ايمان داريم بر نهانشان و آشكارشان و حاضرشان و غائبشان و زنده شان و مرده شان و خوشنوديم به امامتشان و آقائيشان و همانها ما رادر مابين خود و خدا از ساير خلق كافى هستند نجوئيم بجاى ايشان بدلى و نگيريم جز ايشان همدمى (يا معتمدى ) و بيزارى جوئيم به درگاه خدا از هر كه برپا كند در برابرشان جنگى از جن و انس از اولين و آخرين و كافر شديم به جبت و طاغوت و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پيروانشان و هر كه دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پايان آن خدايا تو را گواه مى گيريم كه ما متدين هستيم بدانچه متدين شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر اووبرايشان بادوگفتارما همان است كه آنهاگفتند ودين ماهمان است كه آنهامتدين بدان بودندهرچه راآنان گفتند ماهم گفتيم وهرچه راآنان متدينبدان شدند ماهم شديم وهرچه را آنان انكار كردند ماهم انكار كرديم وهركه رادوست داشتند دوست داريم وهركه را دشمن دارند دشمن داريم و هر كه را لعن كردند لعن كنيم و از هر كه بيزارى جستند بيزارى جوئيم و بر هر كه ترحم كردند ترحم كنيم ايمان آورديم و تسليم و خوشنود گشتيم و پيروى كرديم از سرورانمان درودهاى خدا بر ايشان بادخدايا پس تو آن را براى ما تكميل كن و از ما سلب مفرما و آنرا پايگاهى ثابت در پيش ما قرار ده وپايگاه عاريت و موقتش قرار مده و زنده مان دار بر همان تا هرگاه كه زنده مان دارى و بميرانمان بر آن هرگاه مى رانديمان ،آل محمد پيشوايان مايند به آنها اقتدا كنيم و آنان را دوست داريم و دشمنشان را كه دشمن خدا است دشمن داريم پس ما را در دنيا و آخرت با ايشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان كه براستى ما به همان خوشنوديم اى مهربانترين مهربانان

پس باز به سجده رود وصد مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و صد مرتبه شُكْراًلِلّهِ بگويد و روايت است كه هر كه اين عمل را بجا آورد ثواب کسی را دارد كه در روز عيد غدير حضرت رسول اکرم (ص) را ديده باشد  و با آن حضرت بر ولايت علی (ع) بيعت كرده باشد و برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند  و...

ششم: بعد از اتمام نماز بهتر است این دعا را بخواند سَمِعْنا رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً  

هفتم : خواندن دعاء ندبه

هشتم : بخواند اين دعا را كه سيد بن طاوس از شيخ مفيد نقل كرده :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَعَلِىٍّ وَلِيِّكَ وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَعَلِي وَاَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى كُلِّ خَيْرٍ عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّةِ الْقادَةِ وَالدُّعاةِ السّادَةِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَةِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَةِ وَساسَةِ الْعِبادِ وَاَرْكانِ الْبِلادِ وَالنّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ وَالسَّفينَةِ النّاجِيَةِ الْجارِيَةِ فِى الْلُّجَجِ الْغامِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِكَ وَاَرْكانِ تَوْحِيدِكَ وَدَعآئِمِ دينِكَ وَمَعادِنِ كَرامَتِكَ وَصِفْوَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ الاْتْقِيآءِ الاْنْقِيآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَمَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّكْرِ الَّذينَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَذَوِى الْقُرْبَى الَّذينَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَفَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَجَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَمرَوُا بِطاعَتِكَ وَنَهَوْا عَنْ مَعْصِيَتِكَ وَدَلّوُا عِبادَكَ عَلى وَحْدانِيَّتِكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَنَجيبِكَ وَصَفْوَتِكَ وَاَمينِكَ وَرَسُولِكَ اِلى خَلْقِكَ وَبِحَقِّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَيَعْسُوبِ الدّينِ وَقاَّئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّيقِ الاْكْبَرِ وَالْفارُوقِ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَكَ وَالدّالِّ عَلَيْكَ وَالصّادِعِ بِاَمْرِكَ وَالْمُجاهِدِ فى سَبيلِكَ لَمْ تَاْخُذْهُ فيكَ لَوْمَةُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْيَوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فيهِ لِوَلِيِّكَ الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِكَ وَاَكْمَلْتَ لَهُمُ الّدينَ مِنَ الْعارِفينَ بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّينَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِكَ وَطُلَقائِكَ مِنَ النّارِ وَلاتُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَهُ عيدَكَ الاْكْبَرَ وَسَمَّيْتَهُ فى السَّمآءِ يَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَفِى الاْرْضِ يَوْمَ الْميثاقِ الْمَاْخُوذِ وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَقْرِرْ بِهِ عُيُونَنا وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِكَ مِنَ الشّاكِرينَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْيَوْمِ وَبَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَكَرَّمَنا بِهِ وَشَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَهَدانا بِنُورِهِ يا رَسُولَ اللّهِ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْكُما وَعَلى عِتْرَتِكُما وَعَلى مُحِبِّيكُما مِنّى اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّيْلُ وَالنَّهارُ وَبِكُما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللّهِ رَبّى وَرَبِّكُما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَتَيْسيرِ اُمُورى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْيَوْمِ وَاَنْكَرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ سَبيلِكَ لاِِطْفآءِ نُورِكَ فَاَبَى اللّهُ اِلاّ اَنْ يُتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَاكْشِفْ عَنْهُمْ وَبِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ الْكُرُباتِ اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً وَاَنْجِزْ لَهُم ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ

خدايا از تو درخواست كنم به حق محمد پيامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه اى كه بدان وسيله آن دو را از ساير مخلوق خود اختصاص دادى كهدرود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع كنى در دادن هر خيرى كه فورى است خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد پيشوايان رهبر و خوانندگان بزرگ و سرور و ستارگان درخشان و نشانه هاى فروزان و تدبيركنندگان كار بندگان و پايه هاى جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و كشتى نجات كه روان است در درياهاى ژرف پرآب خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجينه هاى دانشت و پايه هاى محكم توحيد تو و ستونهاى دين تو و معدنهاى كرامتت و برگزيدگان از خلقت و بهترين آفريدگانت آن پرهيزكاران پاكيزه و برگزيدگان نيكوكار و درگاهى كه مورد ابتلاى مردم است هركه بدان درگاه آمد نجات يافت و هركه سرباز زد سقوط كرد خدايا درود فرست برمحمد و آل محمد اهل ذكرى كه دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها و خويشاوندانى كه دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب كردى و بهشت را بازگشتگاه (و سرمنزل ) كسى قرار دادى كه آثارشان را پيروى كند خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور پيروى تو را دادند و از نافرمانيت نهى كردند و بندگانت را بيگانگيت راهنمايى كردند خدايا من از تو مى خواهم به حق محمد پيامبرت و گرامى و برگزيده و امين تو و فرستاده ات بسوى خلق و به حق اميرمؤ منان و پيشواى دين و رهبر سفيدرويان آن وصى باوفا و صديق اكبر و جداكننده بينحق و باطل و گواه تو و راهنمايى كننده بر تو و آشكار كننده دستورت و جهادكننده در راهت آنكه نگيردش (و ناراحتش نكند) درباره تو ملامت ملامت كننده اى كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در اين روزى كه بستى براى ولى خود پيمان (امامت ) را در گردن خلق خود و كامل گرداندى براى آنها دين را از عارفان به حرمتش و اقراركنندگان به فضل او از آزادشدگان و رهاشدگانت از آتش و شاد مكن نسبت به من حسودانم را در نعمتهايت خدايا چنانچه آنرا عيد بزرگ خود قرار داده اى و ناميدى آنرا در آسمان روز عهد معهود و در زمين روز پيمان گرفتن و انجمن بازخواست شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن كن بوسيله اش ديدگان ما را و گردآور بدستش پراكندگى ما را و گمراهمان مكن پس از آنكه هدايتمان كردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمتهايت اى مهربانترين مهربانان ستايش خاص خدايى است كه شناساند به ما فضيلت اين روز را و بينامان كرد به حرمت اين روز و گراميمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدايتمان كرد به نورش اى رسول خدا اى اميرمؤ منان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما بهترين سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسيله او رو كنم بسوى خدا پروردگار من و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن كارهايم خدايا از تو خواهم به حق محمد و آل محمد كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و لعنت كنى كسى را كه انكار كند حق اين روز را و انكار كند حرمتش را و جلوگيرى كرد از راه تو براى خاموش كردن نورت ولى خدا هم نمى خواهد جز آنكه نورش را آشكار كند خدايا گشايش ده به كار خاندان محمد پيامبرت و برطرف كن از ايشان و بوسيله ايشان از اهل ايمان گرفتاريها و محنتها را خدايا پركن زمين را بوسيله ايشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بيداد و وفا كن براى آنها آنچه را وعده دادى به آنها كه براستى تو خلف وعده نمى كنى  .


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در جمعه 7 دی1386 و ساعت 9:54       

  عید سعید قربان

بسمه تعالی

قربانی چیست؟
قربان عبارت از کارهای نیکی است که انسان به وسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیک کند، بنابراین عمل نیکی که انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیک سازد آن کار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیکی هر پرهیزکار به رحمت پروردگار است.
بدیهی است که مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مکانی نیست چرا که بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلکه منظور آن است که از راه طاعت و انجام کارهای شایسته می‌تواند مشمول الطاف الهی قرار گرفته و به رحمت او نزدیک شود.
از جمله اعمالی که حجاج در روز دهم ذیحجه در سرزمین منا انجام می‌دهند کشتن شتر، گاو و یا گوسفند و انفاق آن به مستحقین است تا به وسیله این عمل نیک به رحمت پروردگار نزدیک شوند که آن را قربانی گویند.


قرباني، رمز فداکاري و از خود گذشتگي و دادن جان، در راه محبوب و حد نهائي تسليم در برابر معبود است.

يعني همچنانکه خون اين قرباني را در راه تو اي خالق يکتا، بي دريغ مي ريزم، حاضرم بدون هر گونه تعلل، در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني تو، از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم و بگويم :

" به نام خدا، روي خود را بسوي خداوندي مي گردانم که آسمانها و زمين را پديد آورده است، در حاليکه خواهان حق و متمسک به اسلامم و از مشرکين نمي باشم. بحقيقت که نماز و قرباني من، مرگ و حيات من، مختص به خداوندي است که پروردگار جهانيان است. بارالها، (هرچه که دارم از موفقيت براي عبادت و بندگي) از تو و براي تو است " .(1)

و چشم دنيا را به هزاران سال پيش بر مي گردانيم و صحنه عجيب و تکان دهنده اي از معرفة الله و تسليم در برابر معبود را می بینیم که پدري پير و کهنسال با چهره ای نوراني که آثار عظمت و جلالت روحش از سيماي متين و آرامش نمايان است، در همين وادي، ايستاده و آستين، بالا زده و تيغ برنده اي در دست گرفته است، در حاليکه فرزند جوان خود را که اندامي موزون و رخساري زيبا دارد، بر زمين خوابانده و با قوت قلبي تمام، تيغي برٌان، به گلوي فرزند جوان مي کشد که : " فرزندم من ماموريت الهي دارم که ترا ذبح کنم." (2)(3)

فرزند جوان هم، بي ترس و وحشت و خالي از هرگونه ترديد واضطراب، حنجر خود را در اختيار پدر نهاده که: " پدر، به آنچه که مأمور گشته اي، عمل کن ، که من هم به خواست خدا از صبر کنندگان خواهم بود. " (4)

راستي که اين درجه از اخلاص در عبوديت، در خور آن مرتبة از لطف و عنايت حضرت باري است که مي فرمايد: "ذبح عظيمي فدايش کرديم." (5)

گوسفندي از جانب خدا، به وسيله جبرئيل امين فرشته مقرب الهي، به جانب ابراهيم (عليه السلام)، اعطا گرديد که در عوض اسماعيل(عليه السلام)، آنرا ذبح نمايد.(6)

و تقدير بالاتر آنکه، براي تعظيم و بزرگداشت اين قدرت ايماني و نيروي اخلاص و تسليم در برابر خدا، مقرر شد که هر سال در موسم حج، در وادي مني، اين خاطره توحيد و خدا دوستي، تجديد شود و به دست حجاج و زوار بيت محرم، گوسفند، گاو و شتر (درحد توانايي افراد) ذبح گردد، تا آن صحنه فوق العاده درخشان توحيد و فداکاري و از خود گذشتگي آن دو عبد موحد مخلص (ابراهيم و اسماعيل) در راه خدا، براي هميشه در دنيا، زنده بماند و سندي کاملا محسوس و مشاهد، در دست عائله بشر، براي نشان دادن شرف آدميت باقي باشد.

اسرار و حکمت قربانی:
فدا کردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله اسرار و حکمت‌های قربانی است.
کشتن حیوان در مراسم قربانی اشاره به کشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشیر برنده عقل و ایمان، حیوان نفس را که به طور دائم وی را به کارهای زشت وا می‌دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئیم پاک گردانده، آن را در راه حق و پیشگاه محبوب قربانی کند و حج اکبر نماید که اگر نفس اماره و خواهش‌های او کشته نشوند و آرام نگیرند هرگاه تمام نعمت‌ها و ثروت‌های دنیوی در اختیارش باشد و زمین و آسمان را ببلعد باز هم سیر نمی‌شود و ندای هل من مزید دارد.
در روایات می‌خوانیم اولین قطره خون قربانی که ریخت، خداوند گناهان صاحبش را می‌بخشد، اوقاتی که به خاطر تولد نوزاد یا ورود مسافر یا دفع بلا، گوسفند ذبح می‌شود، در روح و روان و حرکت اهل خانه شور و نشاطی پدید می‌آید.
به هر حال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، یک جلوه و زیبایی دارد، مظهر روحیه ایثار دسته جمعی است که خود از شعائر الهی است.
الف) سیر کردن گرسنه‌ها
یکی از اسرار قربانی سیر کردن گرسنه‌ها است قرآن در این باره می‌فرماید: «فکلوا منها واطعموا القانع والمعتر»؛ از گوشت‌هایی که قربانی می‌کنید هم خودتان میل نمائید، هم به قانع و معتر بدهید. قانع، فقیری است که به آنچه می‌گیرد، قانع است. معتر، فقیری است که علاوه بر تقاضای کمک اعتراض هم می‌کند. این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است که در تقسیم گوشت و اطعام، پای‌بند تملق یا دعا و تواضع فقیر نباشید؛ او را سیر کنید، گرچه با شنیدن زخم زبان باشد.
ب) تقوا
هدف اصلی در مسأله قربانی، رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن در این زمینه می‌فرماید: این قربانیان که زائران خانه خدا به هنگام توقف در منا ذبح می‌کنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمی‌رسد، بلکه هدف از قربانی، شکوفا شدن روح ایثار و نشان دادن میزان عشق و قرب به خدا و تقوا است.

 www.shayesteh.blogfa.com


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در جمعه 23 آذر1386 و ساعت 12:14       

  امام محمد تقی (ع) {امام جواد}

زمينه شهادت

شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد .
مامون كه بر آن بود تا با زيركي خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداري از جايگاه دامادي امام جواد (ع) به مهار وقايع روزگار خود خصوصا علويان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب يا شعبان سال 218 از دنيا رفت.(بحار الانوار ج50 ص16 ، تاريخ الامم والملوك ج50 ص30 ) ومعتصم برادر وي با نگرشي ديگر به معادلات سياسي و اجتماعي وي روحيه سپاهي گري و نظامي گري به قدرت رسيده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمي كرد، از اينرو پس از رسيدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند كه در حقيقت اين فرا خواني، آغاز محدوديت و محصور كردن امام به شمار مي آيد
.
بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت
.
حكيم بن عمران مي گويد هنگامي كه حضرت به دنيا آمد امام رضا (ع) به ياران خويش فرمود : براي من فرزندي به دنيا آمده كه مانند " موسي بن عمران " درياها را مي شكافد و چون "عيسي بن مريم" مادر او مقدس و پاكيزه و پاكدامن است . سپس فرمود: اين فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر وي مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد(بحار الانوار ج50 ص15
)
معتصم پس از رسيدن به خلافت و گرفتن بيعت، از وضعيت امام جواد (ع) و محل سكونت وي پرسيد كه در پاسخ به او مي گويند در مدينه به سر مي برند
.
معتصم به "محمد بن عبدالملك زيات" كه سمت وزارت وي را در مدينه داشت ابلاغ كرد تا با احترام خاص امام جواد(ع) را با ام الفضل از مدينه به بغداد روانه سازد
.
محمد بن عبدالملك نيز نامه معتصم را به علي بن يقطين داد و او را مامور روانه ساختن امام جواد(ع) به بغداد كرد.( بحار الانوار ج50 ص8
)
عمر مبارك امام در اين سال 218ه.ق بيست و سه سال بود و اين دومين سفر حضرت به بغداد بود. حضرت كه در سفر نخست به دستور مامون به بغداد فرا خوانده شده بوددر واكنش به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد
:
اي مولاي من ، اكنون كه مدينه را ترك مي كني براي شما نگرانم. تكليف چيست وامام بعد از تو كيست ؟
امام جواد(ع) با لبخندي معنا دار فرمود:" ليس حيث طننت في هذه السنه "، آنچه را كه تو گمان مي كني (براي آن نگراني ) در اين سال واقع نمي شود
.
امام در سفر دوم خود و احضار وي از سوي معتصم ، در پاسخ به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد: اي مولاي من، جانم به قربانت، مدينه را ترك مي كني، تكليف ما بعد از تو چه خواهد بود ؟
امام فرمود: " الامر من بعدي الي ابني علي " امر امامت و پيشواي بعد از من برعهده فرزندم علي (ع) است.(الارشاد ص328 ، بحار الانوار ج50 ص118
)
تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد(ع) اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد(ع) يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار
.
بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت و مورد كم توجهي حضرت قرار مي گرفت بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد.

آغاز توطئه

پس از شكست ابي داود قاضي مشهور دربار عباسي در خصوص اجراي حد سارق ، روح انتقامجويي و كينه از حضرت (ع) كه ناشي از دست رفتن جايگاه علمي خود در نزد خليفه دربار و مردم بود ، ابي داود را بر آن داشت كه معتصم تاثيرپذير را نسبت به امام جواد (ع) بدبين نمايد .
زرقان دوست نزديك و صميمي " احمد بن داود " مي گويد: .... " ابي داود براي من نقل كرد پس از شكست از" ابي جعفر" به قدري ناراحت شدم كه آرزوي مرگ كردم، بدين جهت روز سوم ( جلسه بحث ) نزد معتصم رفتم و گفتم : خير خواهي و نصيحت امير المومنين بر من واجب است كه اگر از آن سر باز زنم ناسپاسي كرده و سزايم آتش دوزخ است
.
معتصم علتش را پرسيد ؟

به او گفتم : زماني كه امير الموُمنين فقهاءو علماء را در مجلسي گرد هم مي آورد تا به حل يك مسئله ديني دست يابد . و علما ء و فقها در مجلسي فتواي خود را اعلام مي كند در آن مجلس اعضاي خانواده ، وزراء ، فرماندهان ارتشي و ... حضور دارند و مردم نيز در بيرون به اين نكته آگاهي مي يابند كه خليفه فتواي علماء و فقهاء را كنار گذارده و راُي و فتواي كسي را مي پذيرد كه گروهي از امت به امامت وي معتقدند و وي را برتر و دانشمند تر از ديگران قلمداد مي كنند ؟

تكليف حكومت و علماي دربار چه مي شود ؟
چه حيثيتي براي آنان باقي مي ماند ؟ آيا چنين كاري زمينه انحراف افكار عمومي از خلافت و تمايل و توجه به ابي جعفر (ع) را مهيا نمي كند ؟
معتصم با شنيدن سخنانم رنگ چهره اش تغيير كرد و گفت
:
جزاك الله عن نصيحتك خيرا .. خداوند به تو جزاي خير دهد بخاطر نصيحت خير خواهانه ات
.
چهار روز پس از اين جلسه مناظره امام جواد (ع) به دست ام الفضل به شهادت رسيد
.
تاريخ نويسان نحوه شهادت حضرت را به سه گونه مختلف روايت كرده اند .

روايت نخست:

معتصم به يكي از وزيران خود دستور داد تا امام جواد(ع) را براي صرف ناهار به خانه خويش دعوت و آن حضرت (ع) را مسموم نمايد .
معتصم تاُكيد كرد كه اگر امام جواد(ع) از پذيرش دعوت امتناع كرد به وي بگويند كه مجلس خصوصي است
!
اين وزير ، امام جواد (ع) را براي خوردن نهار به خانه خويش دعوت كرد كه با اكراه و امتناع حضرت روبرو شد
.
وزير با اصرار و تاُكيد فراوان و بيان اين مطلب كه : بسيار دوست دارم كه حضرت پاي خود را بر فرش منزل من بگذارد و خانه ام به قدوم وي تبرك يابد و دوست دارم يكي از وزيران نيز تو را زيارت و ملاقات كند ، حضرت را مجبور به پذيرش دعوت كرد
.
امام بر سفره نهار با خوردن اولين لقمه احساس مسوميت كرد . از اينرو خواستار مركب خود براي رفتن از منزل شد . حضرت پس از خوردن آن لقمه در برابر اصرار وزير در خانه او فرمودند
:
"خروجي من دارك خير لك "، در منزل تو نباشم براي تو بهتر است. امام جواد (ع) با همان حال مسموميت منزل را ترك كرد و آن روز و آن شب بر اثر مسموميت و ناتواني درد كشيد و سپس بيست ساعت پس از خوردن آن لقمه به شهادت رسيد .

روايت دوم :

ابن شهر آشوب روايت مي كند : پس از دعوت اجباري معتصم از امام جواد (ع) و استقبال ظاهري از آن حضرت (ع) ، معتصم "اشناس" فرمانده ترك سپاه خود را ، با هدايايي به نزد امام جواد (ع) و ام الفضل فرستاد .
وي ماُموريت داشت تا " شربت ريواس " ترش مزه اي را كه به همراه خويش داشت به حضرت بخوراند . اشناس پس از دادن هدايا و خوشامدگويي به امام جواد (ع) گفت : اين شربت خوش طعمي است كه با يخ خنك شده است و خليفه ، احمد بن ابي داود ، سعيد بن خضيب و بسياري از سر شناسان دربار نيز آن را نوشيده اند . خليفه دستور داده است تا اين شربت خنك را الآن ميل نمايي
!
امام جواد (ع) شربت را گرفت و فرمود: اشكالي ندارد، شب آن را مي خورم ولي اشناس گفت : هم اكنون شربت خنك است و اگر بماند يخ آن آب مي شود و خاصيت خود را از دست مي دهد ، اكنون بايد ميل كني
.
امام جواد (ع) با اطلاع از نقشه وي در حال اجبارآن را نوشيد.
مناقب ال ابي طالب ج4 ص379 ، بحار الانوار ج 50 ص 8

روايت سوم:

پس از به خلافت رسيدن ابواسحاق محمد بن هارون معروف به معتصم عباسي ، وي براي به شهادت رساندن ابي جعفر (ع) نقشه ها و حيله ها مي كشيد تا اينكه به ام الفضل ، دختر هارون و همسر امام جواد (ع) دستور داد تا حضرت را مسموم نموده و به شهادت رساند .
معتصم كه از احساسات زنانه ام الفضل خبر داشت و مي دانست وي ازامام جواد (ع) راضي نيست و امام جواد (ع) همسر ديگر خود "ام الحسن " را كه براي وي فرزند پسري بدنيا آورده است برام الفضل كه نازاست ترجيح مي داد، بهترين فرد براي به شهادت رساندن حضرت ديد
.
ام الفضل همسر بي وفاي حضرت (ع) به دستور عمويش معتصم تن در داد
.
از آنجا كه معتصم و جعفر مي دانستند كه امام (ع) انگور را بسيار دوست دارد زهري را در "انگور رزاقي " تزريق كردند و ام الفضل نيز نوزده دانه انگور به امام جواد (ع) خورانيد
.
همين كه امام انگور مسموم را خورد، ام الفضل سخت اندوهگين و پريشان شد و شروع به بلند گريستن كرد
.
امام جواد(ع) متوجه حركت خائنانه وي گرديد. رو به ام الفضل كرد و گفت چرا گريه مي كني ؟ به خدا سوگند خداوند تو را به زخمي لاعلاج مبتلا خواهد كرد و گرفتار بلايي خواهي شد كه توان بازگو كردن آن را براي كسي نداري .
بحار الانوار ج 50 ص 17

سال شهادت

ابن ابي ثلج بغدادي متوفاي 325 هجري در تاريخ ائمه ، محمد بن يعقوب كليني متوفاي 328 هجري در اصول كافي ، شيخ مفيد متوفاي 413هجري در الارشاد ، طبرسي امامي متوفاي قرن پنجم در دلائل الامامة ، علامه مجلسي متوفاي 1111 در بحار الانوار، محدث قمي متوفاي 1359 هجري . در منتهي الامال سال شهادت حضرت را 220 هجري مي دانند .

روز شهادت

ابن ابي ثلج بغدادي و محمد بن يعقوب كليني روز شهادت حضرت را سه شنبه ششم ذيقعده سال 220هجري قمري و محمد بن حرير بن رستم طبري سه شنبه پنجم ذيحجه سال 220 هجري دو ساعت پس از بالا آمدن آفتاب را روز شهادت حضرت خوانده اند .

علامه مجلسي ، شيخ عباس قمي ، سيد محمد كاظم قزويني آخر ماه ذيقعده سال 220هجري را روز شهادت امام جواد بر مي شمارند

مكان شهادت

همه محدثان و مورخان بالاتفاق مكان شهادت حضرت امام جواد (ع) را بغداد مي دانند .

سر نوشت قاتلان

پيشتر حضرت رضا (ع) درباره قاتلان امام جواد (ع) فرموده بود :
"فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر او مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد
".
پيشگويي حضرت رضا (ع) عملي شد و جعفر بن ماُمون كه تحريك كننده خواهرش ام الفضل بود در همان روزهاي پس از شهادت امام جواد (ع) در چاهي افتاد و بر اثر ضربه اي كه بر سرش خورد دچار جنون گرديد و بقيه عمرش را با ديوانگي و جنون به سر برد
.
معتصم عباسي كه دستور قتل حضرت را صادر كرد بيش از شش سال ديگر حكومتش دوام نيافت
.
اما سر نوشت ام الفضل سر نوشت دردناكي بود كه حضرت امام جواد (ع) قبل از شهادت براي او ترسيم كرده بود ، دچار شدن به بيماري كه وي از گفتنش نيز اكراه داشت
.
ام الفضل دچار بيماري داخلي و زنانگي شد كه توان بازگو كردن براي ديگران را نداشت. وي تمام دارايي هاي خويش را خرج درمان خود كرد اما معالجه نشد و در كمال فقر و تنگدستي جان خود را از دست داد .

شبکه اطلاع رسانی امام جواد (ع) www.ImamJawad.net


ارسال به : Add to google * Add to del.icio.us * Add to digg * Add to netvouz * Add to blinkbits * Add to technorati *Add to segnalo * Add to Yahoo * Add to reddit * Add to blinklist * Add to taggly

+| نوشته شده توسط احمد صالحی نژاد در شنبه 17 آذر1386 و ساعت 23:31       

آخرین مطالب ارسالی

مقام و شخصيت زن از ديدگاه نهج البلاغه
مشاوره در قرآن و نهج البلاغه
راز نماز در نهج البلاغه
زندگينامه شريف رضى
داستانى از نهج البلاغه
دنيا زدگى از نگاه نهج البلاغه
سيماى مديران در آيينه نهج‏البلاغه
نهج‏البلاغه و خبرهاى غيبى
لطايف قرآنى
زيارتگاه قرآنى
با قرآن در زندان
ضرب ‌المثل‌هاى قرآني: «فاتحه الكتاب» در فرهنگ عاميانه
سيماى قرآن در اشعار بهار
شناخت قرآن ؛ زبان شناسى قرآن
توسّل به قرآن

عضويت در سايت
  خوش آمديد.كاربر [ميهمان]

نام کاربری :
کلمه عبور :


رمز عبورم را فراموش کرده ام.
عضویت در سایت


جستجو در سايت

براي جستجو در تمام مطالب واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :


سايت هاي برتر
دایرکتوری تبادل لینک ایران
سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
موسسه اطلاع رسانی شهید آوینی
خبر گزاری قرآنی ایران
مركز جهانى اطلاع رسانى آل البيت
دین و اندیشه
زندگی زیباست
پايگاه فرهنگي و اطلاع رساني افق نوين


وبلاگ هاي برتر
..:: یا رب 121 ::..
دریای هدایت الهی
سوز عشق
ساحل عرفان
به خدا می آید مهدی فاطمه
ناگفته های تصویری 8 سال دفاع مقدس
مرکز قرآنی امام سجاد(ع) ورامین
شاید این جمعه بیاید
ISLAMIC BLOG
اسراری شگفت از بندگی
مذهبی
گروه تواشیح و همخوانی شمیم بهشت
اناالحق
جدیدترین اخبار از آبیترین تیم دنیا
شناخت شیعه در اینتر نت
وبلاگ عشق دو عالم مولا علی (ع)
پارس قرآن
گلبر گی از باغ زیبای قرآن
از معرفت تا شعر
سروش وحی
آرشيو پيوندها

بخش ویژه و امکانات دیگر

اضافه به علاقه منديها    خانگي سازي وبلاگ    تماس با مدير وبلاگ    ذخيره صفحه    لينك Rss



SEO MONITOR
PING SERVICES



لينك به ما

پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته


وبلاگ هاي برگزيده


صفحه نخست | فید مطالب | افزودن به علاقمندیها | ارسال مقالات شما | پیشنهادات و انتقادات شما

All Rights Reserved 2008-2012 © by : shayesteh.blogfa.com

هر گونه كپي برداري از سايت با ذكر منبع به همراه لینک جهت ترويج فرهنگ اسلامي مجاز مي باشد

پايگاه فرهنگي و اطلاع رساني شايسته

free Islamic Blog